
«آشوب» معمولاً به «آشوب» یا «بی نظمی» ترجمه می شود.。این کلمه اغلب به معنای "نمی توانم پاسخ را پیدا کنم" یا "تصادفی است" استفاده می شود.、در اینجا、با معنای کمی ریاضی استفاده می شود.。
همه می توانند آینده را پیش بینی کنند。محاسبه کنید که چقدر طول می کشد تا با ماشین با سرعت 30 کیلومتر در ساعت به یک مکان خاص بروید、با یکی از دوستانم تماس میگیرم تا زمان تخمینی رسیدن، از جمله ترافیک را به من بدهد.。در ریاضیات، چیزهایی را که می توان به سادگی با محاسبه پیش بینی کرد، «خطی» نامیده می شود.。1اگر در یک هکتار زمین 100 کیلوگرم بذر بکارید، 500 کیلوگرم محصول خواهید داشت.。سپس اگر سال آینده 200 کیلوگرم بذر در سطح 2 هکتار بکارید، می توانید انتظار برداشت 1000 کیلوگرمی را داشته باشید.。این نیز نوعی پیش بینی آینده است.。با این حال، قیمت بذر ناپایدار است.、مطمئن نیستید چند دانه می توانید بخرید、در شرایطی که آب و هوا ناپایدار است و باران شدید می تواند محصول را ریشه کن کند، نمی توان رابطه بین سطح کاشت و عملکرد را به راحتی پیش بینی کرد.。به این ترتیب شرایط مختلف به طور پیچیده ای در هم تنیده شده اند.、(پیش بینی آینده کار ساده ای نیست) به این نوع چیزها در ریاضیات «غیرخطی» می گویند.。این بدان معناست که بسیاری از چیزها در زندگی روزمره غیرخطی هستند.。
خب پس、آیا آشوب به معنای غیرخطی است؟、این چیزی است که من فکر می کنم، اما به نظر می رسد کمی متفاوت است.。به عنوان مثال، فرض کنید یک پیش بینی آب و هوا وجود دارد که می گوید "باران خفیف فردا بعدازظهر".。بعد من فردا لباسشو می کنم.、دارم فکر می کنم فردا صبح برم بیرون.。نقشه آب و هوا نیز این موضوع را تایید می کند.。روز بعد همانطور که پیش بینی شده بود یک روز خشکشویی خواهد بود.。اما فردای آن روز、بارانی که قرار بود از بعدازظهر شروع شود از صبح شروع شد.、و با وجود اینکه باران شدیدی می بارید، با یک چتر بیرون رفتم.、بعد از ظهر باران قطع شد。همه چنین تجربه ای داشته اند.。از روی نقشه آب و هوا محاسبه شده است、من می توانم آن را پیش بینی کنم、نتیجه آن چیزی نیست که انتظار داشتم。نتایج ممکن است (لزوما) آنطور که انتظار می رود به نتیجه نرسند.。این هرج و مرج است (به معنای ریاضی)。
اگرچه وضعیت مشابه است、یک تفاوت کوچک می تواند تفاوت بزرگی در نتایج ایجاد کند。این "نظریه آشوب" است、این یک نظریه ریاضی است که در سال 1961 توسط هواشناسی به نام لورنز منتشر شد.。من فکر می کنم این نظریه به خوبی واقعیت اطراف ما را نشان می دهد.。در ابتدا، هر بار که می کشیدم نقاشی هایم بهتر می شد.、سرگرم کننده بود و من توانستم چالش های بیشتری را تحمل کنم.、به دلایلی این روزها سرگرم کننده نیست。من توانایی فنی ترسیم هر چیزی را دارم، اما نتایج متناقض است.。تقریباً در همان زمان、من به دوستانی که همینطور شروع کردند و با ران ران نقاشی می کشند حسودی می کنم...این آشوب نیست؟。اگر کمی شرایط را تغییر دهیم、شاید فردا بتوانم یک عکس فوق العاده بسازم.。این هم آشفته است。اما、فقط به این دلیل که به سختی این کار را ادامه می دهید به این معنی نیست که می توانید کارهای عالی یکی پس از دیگری تولید کنید.。زندگی روزمره "غیرخطی" است。