بعد از ظهر عجله کنید、من برای دیدن نقاشی های رابرت بوزیسیو در موسسه فرهنگی ایتالیا در کودان توکیو رفتم.。این یک قطعه کار بسیار با کیفیت بود.、فقط 4 امتیاز وجود دارد。دو کتاب هنری موجود است.、حتی اگر آن را تماشا کنید، در کل 30 دقیقه کافی است.。پرسیدم آیا کتاب های هنری می فروشند؟、کوتاه گفت: «من فقط دارم نگاهش می کنم.。وقتم را می گذارم تا آن را به خاطر بسپارم و به خانه بروم.。
وقتی به گوشه بالای کودانزاکا رسیدید، معبد یاسوکونی درست در مقابل شما قرار دارد.。من قبلاً آن را ندیده بودم、از فرصت استفاده کردم و وارد شدم.。من کمی تعجب می کنم که بسیاری از زنان جوان دیگر وجود دارند。حتی اگه برم داخل、آیا درسی یا چیزی دارید؟、گروهی از زنان خوش لباس در یک گروه دور هم نشسته بودند.。این یکی آستین کوتاه پوشیده و عرق ریخته است.。دیروز هوا گرم بود。تعجب آور است که چینی های زیادی وجود دارد.。آموزش در خارج از کشور در مورد "آگاهی تاریخی"؟
در راه خانه、با نگاهی گذرا به مغازه «شین چان مانجو» و «تارو کاپون راسک» با پرتره ای از تارو آسو را نشان می دهد.。من در مورد آن می دانستم، اما این اولین بار بود که آن را در زندگی واقعی می دیدم.。مثل سم است、دلم میخواد بخورم。
امیلی کام کنگواری 1910?-1996) دهکده ای کوچک در حاشیه کویر مرکزی استرالیا است.、アボリジニとして生まれた。من تقریباً هیچ گونه آموزش به سبک غربی دریافت نکرده ام.、アボリジニの伝統、しきたりの中で育ち、من هرگز آنجا را ترک نکردم。
به عنوان بخشی از یک پروژه آموزشی دولت استرالیا、برنامه های هنری و صنایع دستی در همین نزدیکی شروع شد、امیلی زمانی که تقریباً 80 ساله بود به آن پیوست.。ابتدا باتیک (نوعی رنگرزی) را یاد گرفتم.、2حدود یک سال بعد در کلاس هنر شرکت کردم.、در آنجا برای اولین بار نقاشی روی بوم را تجربه کرد.。تا آن زمان هیچ دانش و تجربه ای از نقاشی (غربی) نداشتم.、من هرگز حتی یک قلم مو در دست نداشتم。
در پایان این برنامه نمایشگاهی توسط شرکت کنندگان برپا شد.、نقاشی امیلی در آنجا جلب توجه می کند.。1~ ظرف دو سال از من برای شرکت در نمایشگاه های جهانی نقاشی معاصر دعوت شد.、نویسنده برجسته استرالیا شوید。از لحظه ای که یک نقاشی را لمس می کنید、فقط 5-6 سال تا مرگ、در نقاشی های معاصر جهان جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است.。
برای خودش، چنین شکوهی معنای کمی داشت.、هنوز در صحرا زندگی می کند、در حالی که طبیعت اطراف را احساس می کنید برای برداشت سیب زمینی دعا کنید、آن را بخور、آهنگ سپاسگزاری بخوان、رقصیدن。همچنین می توانید روی بوم رنگ بمالید、این یک بخش طبیعی از زندگی شده است.、معنای خاص خود را دارد。به جای اینکه نقاشی هایم هر کدام به قیمت صدها میلیون ین فروخته شود.、فکر کردن به ارواح یام و زمین、راه دیگری برای اختصاص آهنگ و رقص به آن、چیزی که در قالب یک عکس به دست آوردم、برای او ارزشمند شد。اگر آن را محاسبه کنید، تقریباً 1 قطعه در روز است.、مثل شستن صورتت هر روز صبح、昼寝をするのと同じように描いていたらしい、3000枚の絵。私はエミリーが亡くなって2年後に、その大展覧会を見た。