「空港」というモチーフは同じでも、テーマによって構想はいくつでも考えられる。「題名」と「テーマ」は違うものだが、仮に題名を「空港にて」「帰国または帰郷」「旅立ち」などとするだけでも、人物も数人だったり、若かったり、年配者だったり、ポーズも立っていたり坐ったり、こちらを向いたり背中だったりと、誰にでもそれぞれの題名ごとにいくつかの構想が想い浮かぶに違いない。در میان آنها、自分の気分に合うもの、できるもの、やってみたいものを選ぶ。
در مراحل اولیه، تار است、به نظر می رسد که شکوفه های گیلاس معمولی که "کانزاکورا" نیستند نیز شروع به شکوفه دادن کرده اند.。این منطقه هر ساله در NHK و برنامه های دیگر به عنوان یک مکان مشهور تماشای شکوفه های گیلاس نمایش داده می شود.。در حال حاضر، شکوفه های آلو از اوایل بهار لذت می برند.。آیا شکوفه های گیلاس حدود دو هفته دیگر ظاهر می شوند؟。
من سعی کردم شکوفه های گیلاس را "غیر مستقیم" بکشم。نه از جلو、از "سمت"。「桜」は西洋画スタイルの絵画制作者にとっては、かなりハードルの高い題材だ、من فکر می کنم。描いてみると解るが、画面全体にぼーっとしたピンクの綿飴が散らばっているようにしか描きようがないから。
به همین دلیل است、縷々弁解がましいことを述べたうえで、桜を間接的に表現することにした。どこかのロビーに腰かけている数人の人々。その背後の庭か公園に桜が満開、というイメージ。ガラス一枚隔てただけの空間だが、直接には手の届かない空間でもある。 この中で案外手間ひまがかかるのが「椅子」。備え付けの同じ椅子でなくてはならないし、同じ角度だけでは平板になってしまう。ベタッとした長椅子なら手間は省けるが、視覚的に面白くない、など結果として椅子の下描きにかなりの時間を費やした。主題である桜は数分。サッサッと済ました。
بعد از مدتی برای اولین بار نقاشی فرانسیس بیکن را دیدم.。همانطور که انتظار می رفت، بله!دورانی است که در آن بیان زیادی از طریق عکس (و فیلم) وجود دارد.。اما این بیان、خوشحال بودم که هوش مصنوعی هنوز نمی تواند این کار را انجام دهد.
ابتدا به مرکز هنر ملی توکیو در نوگیزاکا رفتم.。"YBA" توسط آثاری از گالری تیت، لندن&نمایشگاه «فراتر»。1990حدس میزنم میتوان گفت این نمایشگاهی است که لبههای برتر هنر بریتانیا را در دهه 2000 بیرون میکشد.。من نتوانستم محتوا را با سرپرستی در مرکز هنر ملی توکیو به درستی دریافت کنم.、من آن را به روش خودم بازنویسی کردم، اما هنوز معنی ندارد.。مامان、آیا این اشکالی ندارد؟。
"فرانسیس بیکن"。واقعا خوبه。20وقتی نوجوان بودم شیفته سبک تولید او بودم.。فکر می کنم در آن زمان 60 ساله بود.、این اثر قبلاً به یک "کلاسیک" هنر مدرن تبدیل شده بود.。
من قبلاً در مورد آن نوشتم、من {نگاه انگلیسی به هنر} (و معنای ایتالیایی) را از فرانسه آموختم.、علاوه بر این، بسیار مهمتر از کشورهای دیگر مانند ایالات متحده در نظر گرفته شده است.。هیچ وقت فکر نمی کردم که فقط با یک عبارت کوتاه بتوانم بفهمم.、اگر جرات کنم آن را در قالب کلمات بیان کنم、دنبال کردن هنر بریتانیا آسان نیست. چرخه ای از شکست و تحقیر、نگاهی انباشته به تاریخ、خود عینی وحشتناکی که از آن ناشی می شود、از نظر تاریخی، در سطحی متفاوت از سایر کشورها قرار دارد (یعنی、تصور می کنم این بی ارتباط با این واقعیت نیست که بریتانیا زمانی یک امپراتوری جهانی بود.)、من مدام این احساس را دارم。آمریکا است、نقش هنر به عنوان یک "تقویت کننده" در انگلستان متولد شد、و مزایا و معایب تجاری سازی بیشتر است.、این نگاه من به تاریخ هنر است.。 下の写真は、作家自身の(飲んだくれの)父親とその妻の夫婦喧嘩中の写真だろうと解説にあった。馬鹿馬鹿しいようだが、これこそAIにはできない仕業なんじゃありませんか?