
تمام روز افسرده ام、حتی انرژی نقاشی کردن هم نداشتم.。
شنیدم که همکلاسی دیگری فوت کرده است.。1امیدوارم تا آخر ماه بتوانم از بیمارستان مرخص شوم.、داشتم فکر میکردم、2حتی بعد از یک ماه هنوز نتوانستم برگردم.。همیشه با انگیزه、او فردی بود که چیزهای جدید را امتحان کرد.。81سن。از صمیم قلب آرزو می کنم روح شما در آرامش باشد.。من یک عکس ناتمام دارم、وقتی از بیمارستان مرخص می شوید、در حالی که مرحله نهایی را تجربه می کنید、داشتم آماده میشدم به قصد تکمیل.。
اخیراً、کار مهندسی عمران در اطراف من、کار تخریب به طور فزاینده ای نمایان شده است.。ممکن است یک چیز فصلی باشد、عددی که در سال های اخیر دیده نشده است。چیزی هست、آیا شروع به حرکت می کند؟。
سال گذشته、از نمایشگاه های گروهی که در گینزا و غیره برگزار می شود کاملا کناره گیری کرده ام.、همانطور که قبلاً گفتم،、جریان زمان و、اتصال ناپایداری、من باید تصویر صادقانه تری از خودم ترسیم کنم.、من فکر می کنم。اگر چه تقدیر یک نقاشی این است که آن را به دیگران نشان دهد،、اونجا به اشتراک گذاشته میشه؟、شما نیازی به درخواست همدردی ندارید.。ارزیابی تصاویر و غیره、به هر حال چیز خوبی نیست (امسال)、من در یک نمایشگاه داور خواهم شد.)。حتی اگر از من تمجید شود、حتی اگر تحقیر شده باشم、حداکثر پنجاه قدم یا صد قدم.。فریب آن را نخورید、تا جایی که ممکن است بی گناه نقاشی بکشد、فکر می کنم این راه خوشبختی است.。من فقط در مورد نقاشی می دانم、از خودگذشتگی نسبت به آنچه دوست دارید、自分を澄ますことに憧れる。

