
آقای س دیروز دار فانی را وداع گفت.。این پایان یک نبرد طولانی با بیماری بود.。زمانی که آقای اس در سلامت کامل بود، موضوع اصلی او «سگ» بود.。من سعی می کنم این وبلاگ را بنویسم و در عین حال کارهای جدید را تا حد امکان ارسال کنم.、به همین دلیل تصمیم گرفتم این بار (کارم) را از بیش از ده سال پیش پست کنم.。من می خواهم تسلیت خود را به صورت کوچک بیان کنم.。
من برای اولین بار آقای S را در یک سخنرانی آزاد دانشگاه/کلاس آبرنگ ملاقات کردم.。من یک معلم و یک دانش آموز هستم.。من مدرس بودم、احساس می کنم خیلی بیشتر از او یاد گرفتم.。او نه تنها مسن تر است و کمی تجربه زندگی بیشتری دارد.、بیشتر از آن، اشتیاق او به نقاشی بسیار بیشتر از من بود.。این اشتیاق فراتر از همه افراد یک کلاس است.、احساس می کنم با همه کسانی که نقاشی را دوست دارند همدلی می کنم.、نوعی、چیزی شبیه به هیبت را احساس کردم.。در آن زمان افراد زیادی تحت تأثیر او قرار گرفتند.。من هم به نوعی تحت تأثیر آن اشتیاق قرار گرفتم.、احساس میکنم یه جورایی خوشحالم、نصیحت است؟、آیا تحریک است؟、یادم میآید چیزی را به زبان آوردم که نمیدانستم اعلامیه است یا نه.。
به طور منظم برای نمایشگاه های استانی انتخاب می شود。زیرا او تکنیکی را توسعه داده بود که هیچ کس دیگری قادر به انجام آن نبود.、به این دلیل که همه داوران به آن توجه زیادی داشتند.。او گفت: «نباید چنین عکسی هرگز رها شود».、نمیدونستم شاگرد من هستی、یه قاضی هست که به من گفت。تقریبا هر سال نامزد دریافت این جایزه بودم.、قبل از بردن جایزه مریض شدم.、من دیگر نمی توانم آن را بفروشم (از این بابت کمی هم احساس خجالت می کنم)。)。
نشان دادن سخت کوشی او (که اکنون تبدیل به یک یادگار شده است)、قطعاتی از آثار شکست خورده به دستم رسیده است.。فقط به تکه ها نگاه کنید、او (تلاش)、(نمی خواهم این را بگویم) من می توانم یک تکه اشتیاق را احساس کنم.。احتمالاً、شکی نیست که این تکنیک در تاریخ آبرنگ "جهانی" بی سابقه است.。اگر من بودم、وقتی روزی برسد که بتوانم در دنیای هنر صحبت کنم、من فکر می کنم این یک قسمت است که قطعا باید گفته شود.。
فقط یک مدال کوچک از او وجود دارد.。یک منطقه Saitama Prefecture Bunten وجود داشت (دیگر وجود ندارد)。بالاترین جایزه، جایزه وزیر کار است که بالاتر از جایزه فرماندار استانما است.、این چیزی است که من دریافت کردم。در حالی که قبل از مراسم اهدای جایزه با NHK و سایر رسانه ها مصاحبه شده بود.、او گفت می خواهد با من عکسی به یادگار بگیرد.。من به راهنمایی هایم اهمیت نمی دهم、فکر می کنم این جایزه تنها ثمره تلاش اوست.、من از گرفتن عکس با او خودداری کردم تا آن را خراب نکنم.。علاوه بر این、چنین جوایزی فقط یک «گام اول» است.、اکنون بخش شگفت انگیز فرا می رسد.、یک غرور درونی به عنوان یک رهبر وجود داشت.。این بزرگترین پشیمانی من از زمانی است که او بیمار شده است.。این یک قسمت دردناک بود که در آن فروتنی نداشتم.。از صمیم قلب برای روحت در آرامش دعا می کنم.。2011/7/21

