من بارگذاری کردم

18:00من بارگذاری کردم。برای کسانی که سرشان شلوغ است、لطفا اگر می توانید نگاهی بیندازید。

امروز برای بریدن علف به کوه رفتم.。همسرم برای شستن لباس هایش به رودخانه رفت.。سپس یک هلوی بزرگ از بالادست ظاهر شد.、به نظر می رسد که جریان یافته است。وقتی به خانه رسیدم گفتم: امروز 27 درجه سانتیگراد بود.、هوا نسبتاً خشک است、من مجبور نبودم زیاد عرق کنم.»、"اوه بله。درست است、این منزجر کننده است。به هر حال、واشاااا、او گفت: «این را از رودخانه برداشتم.、به سبد بزرگ کنار سالن اشاره کرد.。من هرگز آن را در خانه خود ندیده ام、یک سبد بزرگ بود.。

علاوه بر این ،、همچین چیزی、"چی؟、این است! آنقدر که از جا پریدم.、هلوی بزرگی آنجا نشسته بود.。خوب خوب、هلوهای بزرگی مانند این نیز وجود دارد.、شما که آن را حمل کردید نیز هیجان زده بودید.、در حالی که با لهجه عجیبی صحبت می کردم،、اون گل هلو、"ثوت"、انگار کمی بزرگتر شده بود.。واقعا واقعا。

"ههه、پیرمرد、حتما تعجب کردی.» «من هم همینطور.、وقتی آن را برداشتم، آنقدر خوب بود که بتوانم آن را نگه دارم.、تا اینکه پیرمرد با لگد می آید、در حال حاضر حدود سه برابر بزرگتر است."。زوزه بکش! خب پس、ببینیم چقدر بزرگ میشه、و قبل از تبدیل آن به زبان گفتاری.、"این هلو、لطفا گوش های خود را ببندید.。"به نظر می رسد که شما در حال صحبت کردن هستید، نه؟"、من قبلاً گوش می کردم。
ارتش آمریکا رسما عکس یک بشقاب پرنده را منتشر کرد。بقیه داستان、همچنین در {1-tsuka} سال کیهانی.。

منظره متصل

تراس کافه پاییز - قلم و آبرنگ

امروز、توسط کسی توصیه می شود、من به شهر Kasukabe ، بخشدار Saitama رفتم تا به سخنرانی Nakamura Keiko گوش دهم.。این یک "مجله زندگی" را پیشنهاد می کند که تاریخ زندگی و محیط جهانی را متحد می کند.。ناکامورا ، زیست شناس ، در اصل زیست شناس ، یک تئوری محیطی دارد که از یک مجله زندگی دیده می شود.、او با لحنی ملایم صحبت کرد。

همه چیز متصل است。چیزهایی که اکنون در اینجا وجود ندارند、آنها با تغییر شکل ها به هم وصل می شوند。فراتر از زمان و مکان、یک کلمه متداول است、این به معنای واقعی کلمه درست است。

ناکامورا همچنین گفت: "این جالب است که بدانید آنچه را که نمی دانید."。مردم نمی دانند چه کسی یک قدم جلوتر است。به نظر می رسد که او می داند اما、گزینه های بی شماری درست در مقابل شما وجود دارد。

روال

        「顔の中の緑」習作   水彩

ルーティンというのがある一定の動作を定常的に繰り返すことを言う朝起きて顔を洗いご飯を食べ歯を磨く毎日その動作を繰り返すことで習慣化しそうなることで安定した一日のリズムを作れたり精神的な安定の基礎になったりする

صبح、学校へ行きいろいろな科目を勉強して帰宅することも学生時代のルーティン自分で目標を決め毎日何Kmか走る毎日(でなくとも継続して)何かを勉強するとか職人が一定の時間同じような作業を繰り返すことがルーティンだが完全に同じことを繰り返すということではなくその間に微妙に異なることが入りこんで変化をつけその変化への対応力がついていくことでもある

そういう風にルーティンというものを捉えると何かを身につけるにはルーティン無くして不可能だという気持になる「継続は力」とはよく聞く言葉だが「継続させる力」もまた別に必要だと思うメインエンジンを起動するためのセルモーターのようなものルーティンにはそういう役目もあるような気がする
 繰り返すことで一連の作業行動が半自働的に繋がっていくようになる。در بالای آن、意識的に何かを継続すること一見偶然にできたようなことも掘り下げてみればそういったある種の継続が底辺に在ってそこに瞬間的な閃きが追加されてできているようにも思える結果だけ見れば簡単なことのように見えても簡単なことなど実は一つもないのだという思いに至る

逆に考えれば何か身につけたいものがあるならばルーティンが欠かせない習慣化することが不可欠だということになりそうだ「継続は力」はたぶん正しい。هر چند、ただ続ければいいというものでもないだろう間違った歯の磨き方がかえって歯を傷めるように間違ったルーティンは時には害にもなり得よう正しい磨き方を知ることそれが基礎であり教育で行われるべきものなのだろう
 とはいえそれもまた新しい知見などによって日々更新されるルーティンといえどまたそれに従って日々更新され続けていく。با توجه به اینکه、まさにそれは人生そのものといって過言ではないかも、است ،。一朝一夕にしては何ごとも成し得ない凡人も正しいルーティンをすることでそれなりのことはできるのかも知れないがそれができないから凡人というのだろうね