
هنگام شستن ظرف ها به چیزهای زیادی فکر می کنم.。به جای نشستن و فکر کردن、بنا به دلایلی هنگام شستن ظرف ها ایده های بهتری به ذهنم می رسد.。اغلب می خوانم که در حین پیاده روی، ایده پردازی آسان تر است.、در مورد من، تداعی های من به سرعت از آنچه دیدم پخش شد.、برای تفکر مناسب به نظر نمی رسد。
در بیشتر موارد، محتوای آن چیزی است که ما فکر می کنیم、این در مورد تصویری است که من می خواهم بکشم.、شستن ظروف بعد از صبحانه مهمترین چیز است.。این طور نیست、با گیج بشقاب را رها می کنم و می شکنم.、هیچ اتفاقی نمی افتد。آیا لکه ای روی قابلمه و تابه باقی مانده است؟、بررسی کنید تا مطمئن شوید که سس یا تکههای کلم به کف یا لبههای سینک گیر نکرده باشد.。در حالت ایده آل، امروز باید زیباتر از دیروز باشید.、در دلم فکر می کنم。در حین انجام این کار、سعی کنید تصویری که امروز می خواهید بکشید را در قسمت دیگری از سر خود بکشید.。برای شبیه سازی。
وقتی واقعا نقاشی میکشی、صافی رنگ、من با ناهمواری رنگ که به طور تصادفی اتفاق می افتد، حواس من پرت می شود.、در شبیه سازی، به همان اندازه آرام است که تماشای نقاشی یک نفر دیگر.。سپس، در نیمه راه، در صحنه ای توقف می کند که شما می گویید: «ها؟ این عجیب است.»。تقریبا شبیه ضبط و پخش。بارها و بارها تصاویر را در ذهنم پخش می کنم、در مورد علل و راه حل های مناطق مورد توجه فکر کنید.。
فقط چند ظرف برای شستن وجود دارد (مخصوصاً در صبح)، بنابراین حداکثر 30 دقیقه طول می کشد.。معمولاً حدود 15 دقیقه طول می کشد。بیشتر اوقات، راه حل فوری آماده خواهد بود.。من نمی توانم به چیز بزرگی فکر کنم、فقط یک وعده。با این وجود、قبل از اینکه واقعاً جلوی بوم بایستید、این شبیه سازی بسیار موثر است。شستن ظروف وظیفه من نیست.。آرام بنشین、چون ممکنه همیشه سرپا باشم.、من فقط شروع کردم به انجام این کار به تنهایی برای تازه کردن سرم و جریان خون به قسمت پایین کمرم.。رابطه جدید بین ظرفشویی و نقاشی。