دیروز、久しぶりに知人の個展などのため銀座へ行ってきた。忘れかけていた歩行者天国を歩くと、冬とも思えないほど “暑かった” 。汗をかいてしまい、帰りに風邪をひくのではないかと心配になるほど。中国語も増えてきた、英語も多く聞こえてくる。平和だなあ、من فکر می کنم。از طرف دیگر、観光旅行など一生縁のない人々も数億人はいる現実。そんな中で絵を描き、発表すること。何をどう考えたらいいのか、分からなくなる。
من به درخواست کلاس آبرنگم "تمرین دستهای طراحی" را امتحان کردم.。این دموی یکی از آنهاست.。من در نقاشی اشتباه کردم、دست جلو بزرگتر شده است。مواردی که بعد از اشاره دانشجویان متوجه شدم。هوم、شاید به زودی به جراحی چشم فکر کنم...。
آیا کلاس آبرنگ تمرین روی مناظر پاییزی را به پایان رسانده است؟、تمرین طراحی پرتره。امروز تمرین دست است。نکته درست است、این خودش خوشحالم میکنه。هر فردی می تواند وظایف را به روش خود انجام دهد.、فکر می کنم خیلی چیزها یاد گرفته ام、عمیقا احساسی。
هر کسی در کلاس نقاشی رنگ روغن با سرعت خودش کار می کند.。همچنین جالب است که شخصیت کلاس با کلاس آبرنگ کاملاً متفاوت است.。خوب است که هر فردی چالش های خاص خود را دارد.。فقط、قسمت سخت این است که نمی توانم هر روز نقاشی بکشم (البته چون حرفه ای نیستم)。هر روز باهاش سر و کله میزنم、الان احساس میکنم مهم ترم。
اما、فقط توانایی انجام آن کافی نیست。شما باید "جذابیت" خود را در آنجا ایجاد کنید.。برعکس،、حتی اگر اصلاً نمی توانید این کار را انجام دهید، به شرطی که بتوانید «جذابیت» ایجاد کنید。اما、چه چیزی جذاب است؟ چگونه این مهمترین چیز است。اما、من به آنجا رسیدم。این شروع "طراحی من" است。بیایید ابتدا به خودمان خوب نگاه کنیم、و بیایید تمام تلاش خود را بکنیم。