المپیک、パラリンピックと日本選手も頑張っている様子も連日報道される。最近に限らないが、いつの間にか「頑張る」=「良いこと」=「正しい」というイメージが定着しつつあるようで気になる。頑張らない、頑張れない人=悪い人=排除、という逆イメージも密かに同様に定着し始めているのではないか。みんなが頑張る社会は恐ろしいということを忘れはじめているのではないか。私の時代ではないが「一億玉砕火の玉だ」などという幟が国中に翻っていた時代は、私たちの親、祖父母の時代だ。その人たちの教育のもとに育てられたという「感謝」(今や流行語だ。言わないとバッシングされる)だけではない、もう一つの面があることも忘れてはならない、من فکر می کنم。頑張らない人もいるのが健康なのだ。
چهار صندلی در آتلیه وجود دارد。یکی برای رایانه ها در گوشه استودیو است。یکی تقریباً یک قفسه است。یکی برای ساخت وسایل کوچک است。یکی در راه است。همه آنها ارزان هستند、فقط صندلی هایی وجود دارد که نمی توان آنها را "صندلی" نامید.。
من در جایی فکر کرده بودم که یک صندلی خوب برای آتلیه ضروری است.。اما شاید استفاده از صندلی غیر ضروری باشد、من الان به آن فکر می کنم。ادامه دادن عادت به نشستن در تمام طول روز、من آنقدر کمر را صدمه دیدم که نگران بودم که نتوانم مدتی راه بروم.、سرانجام روش تفکر من تغییر کرده است。اگر خسته شده اید、شما فقط می توانید آنجا دراز بکشید。بایستید و ایجاد کنید。آیا این اصول است؟。