この絵では青いリンゴを満月に、最も実に近い部分の葉を何かがそこから羽化する、その羽根に見立てている(「絵」を説明しちゃったなー。最悪!)。「見立て」は見る側との「意味の共有」がなくては成立しない (文化的)手法であるから、必然的に、鑑賞者に対して最低限そこまでの想像力を要求することになる。 به عنوان مثال、月と芒(ススキ)を描けば、それは「秋のことだな」との「季節感覚」を要求する。鑑賞者が日本人だけならそれも共有できる可能性はあるが、一年中砂漠とか、ススキなど見たことないという地域の人に、そんなこと言っても通じると考える方にむしろ無理がある。
この場合はどう?作者はAppleのつもりで描いているが、他の果物に見えたとしてもべつに問題はない。مشکل این است、葉っぱが出るタイミングが、Appleが「果実」である時期と、それが腐り、栄養になって次の双葉が出るまでの「時間差を省略」していることを、鑑賞者が容認できるかどうかに賭けていることにある。鑑賞者の心理も「見立てて」いかなくてはならないってわけですね。
現代の(陸上競技の)ハイ・ジャンパーは、見る側(カメラ)にもそれにふさわしい高さで見ることを求めている。わたしもそうありたいと思いつつ、متأسفانه、در این تصویر、そもそも作品のジャンプ力が足りず、説明的で、そのうえ迎合的だった。به عبارت دیگر、つまらないジャンプだということ。 この絵にもう一度ジャンプ力を与えるチャンスは無いのか・・もう一度壊してから作り直す。それが一番早いし、این تنها چیز است。
امروز صبح داره بارون میاد。بعد از این ممکن است در دشت های کانتو برف ببارد.、و پیش بینی آب و هوا。اینجا مدتی است که خشک شده است、اگر برف زیادی نمی بارد، احتمالاً کمی «جیو» خواهد بود.。آتش سوزی جنگلی در شهر Ofunato، استان Iwate、3از ساعت 8 صبح روز سوم ماه (فکر کنم امروز جشن عروسک است) انگار هنوز فروکش نکرده است، امیدوارم آنجا هم باران ببارد.。
می بینید که جوانه های درخت به تدریج در حال گسترش هستند.。حتی از دور هم می توانی زنده شدن شاخه های درختان پارک را حس کنی.。بهار است، نه؟。زمین امروز به چرخش خود ادامه می دهد。
حتی حیوانات در حیات وحش نیز می توانند چشم های تیره و تار داشته باشند.。خیلی وقت پیش، زمانی که من یک سگ داشتم、سگ من چندین بار بیماری چشمی داشته است.、این را می توانم از تجربه استفاده از قطره های چشمی بگویم.。گربه هم همینطور بود.。برخی از مارمولک ها مانند آفتاب پرست چشم های خود را با لیسیدن زیر آن تمیز می کنند.。سنجاقک با چشمان مرکب、اگر دقت کنید می بینید که مکررا با پنجه های جلویی چشمانش را نوازش می کند.。با این حال، این "فشار چشم" یا چیزی شبیه به آن نیست.、آیا فقط زباله است؟ حدس میزنم دارن تمیز میکنن。
حیوانات هم بیمار می شوند、احتمالاً به این دلیل که مفهوم "بیماری" وجود ندارد、فقط در "احساس" "درد" و "درد" بودن。البته هیچ راهی وجود ندارد که پزشکان بدانند.、تا زمانی که حالم بهتر شود、من فقط صبورانه نگه دارم。
یک بار、توله من نزدیک بود یک بار با ماشین برخورد کند.。در جاده برفی、پریدم توی ماشینی که دورش زنجیر پیچیده بود.。از له شدن در زیر پرهیز کردم、ظاهراً انتهای زنجیر چرخان به چشمم خورد.、در حالی که چهچه、大きな下駄箱の奥の方に潜り込んだきり、دیگر خارج نشد。غذا نخوردن、چندین روز در اعماق وجودم پنهان ماندم.。آیا درد بالاخره فروکش کرده است؟、空腹が勝ったのか、وقتی بیرون آمد قسمتی از حدقه چشمش بریده بود و حالش روشن بود.、کره چشم سفید ابری بود。من فکر کردم، "این باعث می شود من کور شوم."、در آن زمان چیزی به نام بیمارستان حیوانات فانتزی وجود نداشت (برای شروع، "دهکده بدون پزشک" بدون حتی یک پزشک انسانی بود).、تنها کاری که می توانستم بکنم این بود که تماشا کنم。
با کمال تعجب、شاید به خاطر بزرگ شدنم بود.、چشمان کدر در عرض چند ماه کاملا ناپدید شدند.、بینایی من نیز بهبود یافته است (یا من فکر می کردم)。احساس می کردم قدرت شفابخش شگفت انگیز طبیعت را دیده ام.、هنوزم خوب یادمه。 از یک چشم پزشک شنیدم که نگاه کردن به چیزهای دور بهترین راه برای استراحت چشم است.。いま自分がやっていることは、その真逆。ショボショボになるわけさ。