جشنواره تابستانی در شهر من (شهر) دیروز یکشنبه بود.、ساعت 10 شب به پایان رسید。روبهروی خانهام زیارتگاهی هست.、هر عصر、تمرین فلوت و درام اوهایاشی در آنجا برگزار شد.。وقتی وارد شدم احساس سر و صدا می کردم.、قبل از اینکه بفهمم عادت کردم.、می شنوم، اما گوش نمی دهم、به نظر می رسد که من توانسته ام از گوش هایم در این راه استفاده کنم.。وقتی احساس ناراحتی می کنید، شما را شاد می کند.、悪い気はしません。
わたしが学生の頃、حتی فستیوال معروف سانجا در توکیو نیز حاملان خود را از دست داده است.、وقتی به یاد می آورم که خود جشنواره به سختی برگزار شد،、اگرچه به اندازه رونق جشنواره محلی نیست.、احساس جدا شدن از یک عمر وجود دارد.。بعد از کرونا (اگرچه به نظر می رسد که ویروس کرونا هنوز ادامه دارد)、خود مؤسسات پزشکی اکنون به عنوان پسران گرگ دیده می شوند.)、آیا این احساس را بیشتر می کنید؟。
جمعیت ژاپن سال به سال در حال کاهش است、هر چه منطقه وسیع تر باشد، به نظر می رسد دامنه وسیع تر باشد.。آیا جشنواره می تواند برگزار شود、همچنین ممکن است فشارسنج برای اینکه آیا شهرداری می تواند زنده بماند یا خیر.。طبق اطلاعات عمومی جمعیت شهرمان کم کم در حال کاهش است.、من احساس می کنم که تعداد خارجی ها به تدریج در حال افزایش است.。بسیاری دیگر、تبدیل شدن به شهری که زندگی در آن برای مردم کشورهای مختلف آسان باشد、من فکر می کنم خوب است که بین المللی گرایی را از مناطق محلی توسعه دهیم.、با توجه به بسته بودن منطقه، تقریبا هیچ امیدی وجود ندارد.。 جشنواره ها ارتباطات محلی ایجاد می کنند。مناطق با گرما、من فکر می کنم که می توان از طریق بسیاری از چنین مبادلاتی به این امر دست یافت.。از طرف دیگر、پیوندهای قوی در عین حال انحصاری قوی دارند.。سازمانی شبیه به حس سرزمینی حیوانات وحشی、آیا این مانند احساس تعلق است؟。یعنی、قبل از اینکه متوجه شوید، به چیزی عجیب تبدیل می شود.、در آغاز جنگ اوکراین نیز شاهد آن بودیم.。
آنچه مهم است این است、چیزی جز "مردم" وجود ندارد。。شما نمی توانید یک جشنواره را به تنهایی انجام دهید.、حتی اگر بتوانید این کار را انجام دهید، اگر تنها باشید جالب نخواهد بود.。بعضی ها شناور می کشند、بعضی ها فقط تماشا می کنند、از اینکه بتوانم چیز خوبی را به اشتراک بگذارم که به تنهایی قادر به انجام آن نیستم لذت می برم.。نمایشگاه اوزاکا قرار است سال آینده برگزار شود、به نظر می رسد که هم در داخل و هم در خارج از کشور بسیار محبوب نیست.。فقط تخیل من、سازمان دهنده ممکن است فقط برآورد را ببیند.。در جامعه ای که هر فرد را فقط به عنوان "تعدادی از مردم" می بیند،、من نمی توانم آینده را ببینم。من احساس می کنم که اکسپو رویدادی خواهد بود که این را ثابت می کند.。