原発の立地条件は貧しさ

青森県上北郡六ヶ所村

با شنیدن خونریزی زیر عنکبوتیه پدرم به سرعت به خانه رفتم.、عکسی که در آن زمان از ماشین گرفته شده است。این عکس روز چهارشنبه ۲۶ مرداد حدود ساعت ۱۱ صبح گرفته شده است.。این یک روز هفته است。

تابلویی برای موزه محلی روستای روکاشو وجود دارد.。هیچ نمایشگاهی که شایسته نمایش عمومی باشد در این مرکز زیبا وجود ندارد.。روستای روکاشو در حال حاضر بیشترین توجه را به خود جلب کرده است (احتمالاً با پیشرفت مرمت توجه بیشتری را به خود جلب خواهد کرد).、این روستایی است که در آن یک مرکز بازفرآوری زباله هسته‌ای (جاپان سوخت هسته‌ای با مسئولیت محدود) وجود دارد.。اگر چنین تسهیلات (خطرناکی) را بپذیرید、دولت و ائتلافی از شرکت های مرتبط با انرژی هسته ای به راحتی می توانند تاسیساتی مانند این بسازند.、اول از همه، ما از مردم محلی درخواست می کنیم.。

اینجا خانه پدر و مادر من است、در روستای هیگاشیدوری نیز وضعیت دقیقاً به همین منوال است.。شهر اوما که به خاطر ماهی تنش معروف است، تفاوتی ندارد.。مهم نیست چقدر معروف است、هیچ راهی وجود ندارد که این شهر بتواند سالانه چندین تن ماهی تن غول پیکر را پوشش دهد.。اساساً هیچ یک از اینها بدون انرژی هسته ای امکان پذیر نخواهد بود.、هیچ صنعتی مانند صنعت وجود ندارد.、همه آنها شهرها و روستاهای فقیرانه ای هستند.。

طبق آمار کشوری、متوسط ​​درآمد سالانه در روستای روکاشو 15.2 میلیون ین است (2010)。طبق آخرین آمار ساده، 13.366 میلیون ین (2011) است.。برای مقایسه،、توکیو 5.997 میلیون ین (2008، آمار وزارت بهداشت، کار و رفاه)、استان سایتاما 4.735 میلیون ین (2008、وزارت بهداشت، کار و رفاه)。واضح است که روستای روکاشو دارای پایگاه اقتصادی فوق العاده غنی است.。من جزئیات را حذف می کنم، اما、دلیل آن این است که این اساسا تنها محل تخلیه زباله های هسته ای ژاپن است.。

در سراسر ژاپن、برای هر استان یک نظرسنجی تصویری وجود دارد (تاریخ نظرسنجی را فراموش کردم)。اگرچه این یک تصویر است، اما لزوماً واقعیت فعلی را به تصویر نمی کشد.、به عبارت دیگر، ترکیبی از گذشته، حال و آینده است.、شاید بتوان گفت که واقعیت کلان تری را به تصویر می کشد.。بر اساس این نظرسنجی، هوکایدو چهره ای اروپایی دارد.、به طور کلی، به نظر می رسید که به آن مثبت نگریسته شود (اگرچه واقعیت به تمام معنا خشن است).。استان ایواته تصویری قوی از کنجی میازاوا دارد.、فقیر اما روشن、ارزیابی هوشمندانه و مثبت。در مقابل، استان آئوموری تصویری تاریک دارد.、انتهای زمین、من یک تصور منفی قوی از فقیر و غمگین بودن داشتم.。از نظر مردم، این استاد شمیسن کور تاکیاما تاکاهاشی است.、اسامو دازای、شوجی ترایاما、حتی اگر به نوریو ناگایاما، تیرانداز سریالی تپانچه و غیره فکر کنید.、یک تصویر مثبت روشن و سالم به هیچ وجه ظاهر نمی شود.。

با اینکه فقیر هستیم به جای اینکه به هم کمک کنیم، همدیگر را نگه می داریم、مست بودن لعنت بر مردم است、لعنت به دنیا、در نهایت بر اثر سکته یا حلق آویز شدن می میرد.。به نظر می رسد که شخصیت ملی استان آئوموری نیز مشابه آن است.、من هم از این فرهنگ بیزارم.、احساس می کنم 18 ساله بودم و شیموکیتا را با این احساس ترک کردم که دیگر برنخواهم گشت.。در ایستگاه اوئنو، «برادر。هرگز فراموش نمی‌کنم که یک کارگر روزمزد مرا صدا زد و گفت: "جایی برای کار وجود دارد."。این جو باید از تمام بدنم بیرون زده باشد.。

سپس به معنای 15.2 میلیون ین روستای روکاشو فکر کنید.。پولدار بودن خوبه、من واقعاً چنین احساسی ندارم.。چیزی باید برای 15.2 میلیون ین جبران شده باشد.。هنگام خرید زمین برای تسهیلات、این روستایی است که مردم آن حتی به خاطر پول نابهنگام مردم را به قتل رساندند.。تا آن زمان گاوها و مردم با هم زندگی می کردند.、روستایی فقیر و سرد بود、دو پیرمرد تعدادی قصر با بیش از 50 اتاق ساختند (اگرچه این سرگرمی من نیست).。حتی به چشم دانش آموز دبیرستانی ام، گاوخانه از آن قصرها زیباتر بود.、گاوها گزینه ای برای سوخت هسته ای نبودند.。

تا جایی که گزارش ها می رسد、福島の実情は青森県と大同小異だ事故はたまたま福島県で起きてしまったがそれが青森県であり新潟県であり大分県であっても他のどこで起きても何の不思議もない原発を必要としたのは都会や工場地帯であるそんなところにはいかに「安全」であっても「怖くて立てられない」。اما、田舎に立てればなぜか「絶対安全」になるのである金は確かにモノを言うあるいは口を閉ざさせる誰であろうとそこに住めば1520万円にさよならすることなど不可能なのである

自然豊かなふるさとより経済的に豊かな街の生活の方を私たちは選択した「自然が好き」という人々のほとんども豊かで便利な街の生活を前提にしてのことだ脱原発依存と政治は唱え始めたが各国の反響を受けて既に及び腰の感がある当てにならない政治当てにならない大人たち帰るあてのないふるさとを後にした福島の子どもたちの現実は別の形で全国に広がりつつあるのではないか。این کشور、近年までの「経済大国」ぶりの足元は実はまだ泥でよごれた裸足のまんまだったのではないか?

occupied japan

occupied japan

به سمت بازاری در نزدیکی که بر محصولات کشاورزی متمرکز شده است بروید、خربزه زمستانی یا چیزی برای سخنرانی、بیرون رفتم تا ببینم آیا چیزی هست که بتوانم به عنوان موتیف طبیعت بی جان از آن استفاده کنم.。

بیرون چند غرفه هست、در ابتدا یک مغازه عتیقه فروشی (آشغال) به سبک آن وجود داشت.。فکر نمیکردم خیلی خوب باشه ولی、این چیزی است که به دلایلی توجه من را جلب کرد。یک محصول کوچک سرامیکی به ارتفاع حدود 10 سانتی متر.、دو مورد مشابه دیگر وجود دارد、در حالی که فقط چند دقیقه به آن نگاه می کردم، یکی از کارکنان شروع به صحبت با من کرد.。من کمی محتاط بودم زیرا وقتی داستان را شنیدم در نهایت آن را خریدم.、با خودم گفتم که قصد خرید ندارم.、تصمیم گرفتم به داستان گوش کنم。

پشت آن مهر «ساخت ژاپن اشغالی».、پنج سال از 1945 تا 1947、همانطور که ژاپن اشغال شده است、به عبارت دیگر، تنها در دوره ای که کشوری به نام ژاپن از دست رفت.、نشان می دهد که باید روی محصولات برای صادرات نمایش داده شود (ویکی پدیا)。در 28 آوریل 1952، پیمان صلح سانفرانسیسکو بین ژاپن و قدرت اشغالگر لازم‌الاجرا شد.、از آن زمان، ژاپن حاکمیت خود را بازیافت.、به نظر می رسد اکنون امکان نمایش «ساخت ژاپن» وجود دارد.。به عبارت دیگر، این محصول صادراتی از زمانی است که ژاپن دیگر ژاپن نبود.、این بار به عنوان عتیقه به ژاپن بازگردانده شد.。نتیجه خود آنقدرها هم عالی نیست.、5زیرا محدودیت سالیانه وجود دارد、ظاهراً تعداد زیادی کلکسیونر در آمریکا وجود دارد.。

اگر این را از من بپرسید、تصویر نقاشی ناگهان به ذهنم خطور کرد.。این بد است! وقتی از او قیمت را پرسیدم گفت ارزان تر است.。داره بدتر میشه! من در نهایت هر سه را خریدم.。اما از آنجایی که من سه تا به قیمت اصلی یکی خریدم، احساس کردم که معامله خوبی گرفته ام.。همسرم گفت: "من تعجب می کنم که چقدر هزینه دارد.。چون سریع پایین آوردم、مطمئنم که یک بار دیگر صدایش را پایین آورده است.» او در حالی که ناامید به نظر می رسید گفت.、دیگه حوصله جواب دادن نداشتم。 2011/9/11

やはり船はいい

南極観測船「宗谷」ブリッジから(お台場・船の科学館)

احساس می کنم بعد از مدتی برای اولین بار دریا را کمی دیدم.。وقتی حدود نیم ماه پیش به شیموکیتا رفتم، در امتداد خط ساحلی رانندگی کردم.、من هر روز به اقیانوس نگاه می‌کردم، اما هرگز آن را دوست نداشتم.。من به دلیل عارضه عنکبوتیه پدرم این تجمل را نداشتم.。من شروع به احساس آرامش کردم، بنابراین تصمیم گرفتم بروم طراحی کنم.。

تصمیم گرفته شد که مکان توکیو باشد، که همچنین به عنوان پیش نمایشی برای رویداد طراحی آینده عمل کرد.。موزه علوم کشتی در پایان این ماه بدون برنامه ای برای بازگشایی بسته خواهد شد، بنابراین این نکته اصلی است.、با این نیت بیرون رفتم که اگر زمان اجازه داد طراحی کنم.。

عکس در آنجا لنگر انداخته است、نمایی از پل کشتی تحقیقاتی قطب جنوب "سویا" که برای بازدید عموم آزاد است。رو به جلو کشتی آژانس شیلات (توکومارو) است.。آنچه در پس‌زمینه پخش می‌شود احتمالاً آبراهی است که به بندر توکیو می‌رسد.。ساحل مقابل مملو از کانتینرها و کشتی های کانتینری است.。آسانسور برای جابجایی محموله به سختی ایستاده است.。این نوع مناظر احتمالاً برای سویا مناسب نیست، اما من نمی توانم از آن جلوگیری کنم.。به لطف این، من واقعاً توانستم کشتی را ببینم که به یاد دارم در دوران کودکی در کتاب ها دیده بودم (شاید این فقط یک خاطره از تصاویر تلویزیون بود).。

اما、طبق اسناد، سویا در ابتدا به عنوان یک کشتی باری توسط اتحاد جماهیر شوروی سابق راه اندازی شد.、زیرا این کشتی در سال 1938 به عنوان یک کشتی باری کوچک خصوصی "Jiryo Maru" به دلیل تغییرات در شرایط بین المللی وارد خدمت شد.、در واقع شاید باید گفت که منظره به حالت اولیه خود بازگشته است.。

جیریومارو به زودی به یک کشتی ویژه نیروی دریایی تبدیل شد و به "سویا" تغییر نام داد.。اندازه گیری、انجام وظایف حمل و نقل。پس از جنگ، یک کشتی نجات、海上保安庁の燈台補給船として使われた後、1956年に南極観測船に転用されたその時点でも既にかなりのボロ船だそのいきさつも面白いがこのたかだか2700トン程度の(本当に)ちっぽけなボロ船を実際に見るとこれを初体験の国際南極観測船として送り出したこのニッポンという国のおかしみと哀しみを感じざるを得ない戦後間もないとはいえほとんど特攻隊そのままではないか。از طرف دیگر、隊員たちの弾けるような好奇心と若さがそれを乗り越えたことに今も大きな共感を感じることができる

南極観測は極寒の銀世界のイメージしか私たちには浮かばないが実は途中で赤道を通り過ぎるわけでその猛暑対策が大変だったらしい初めにソ連の氷洋貨物船として建造された経緯からも暑さに対しては全く考慮されていない船だったことが分かるそこに同乗させられたソリ引き用の毛むくじゃらのカラフト犬などよく死なさずに南極まで連れて行けたものだと思うタロジロの本当の苦しさは実は南極よりインド洋にあったのではないかと想像した

船は形も美しいがその歴史にも何とも言えない深い(人間的な)味わいがある沈んだり解体された後まで人が船に引き付けられるのはそこに小説のような魅力があるからかもしれない