حتی حیوانات در حیات وحش نیز می توانند چشم های تیره و تار داشته باشند.。خیلی وقت پیش، زمانی که من یک سگ داشتم、سگ من چندین بار بیماری چشمی داشته است.、این را می توانم از تجربه استفاده از قطره های چشمی بگویم.。گربه هم همینطور بود.。برخی از مارمولک ها مانند آفتاب پرست چشم های خود را با لیسیدن زیر آن تمیز می کنند.。سنجاقک با چشمان مرکب、اگر دقت کنید می بینید که مکررا با پنجه های جلویی چشمانش را نوازش می کند.。با این حال، این "فشار چشم" یا چیزی شبیه به آن نیست.、آیا فقط زباله است؟ حدس میزنم دارن تمیز میکنن。
حیوانات هم بیمار می شوند、احتمالاً به این دلیل که مفهوم "بیماری" وجود ندارد、فقط در "احساس" "درد" و "درد" بودن。البته هیچ راهی وجود ندارد که پزشکان بدانند.、تا زمانی که حالم بهتر شود、من فقط صبورانه نگه دارم。
یک بار、توله من نزدیک بود یک بار با ماشین برخورد کند.。در جاده برفی、پریدم توی ماشینی که دورش زنجیر پیچیده بود.。از له شدن در زیر پرهیز کردم、ظاهراً انتهای زنجیر چرخان به چشمم خورد.、در حالی که چهچه、大きな下駄箱の奥の方に潜り込んだきり、دیگر خارج نشد。غذا نخوردن、چندین روز در اعماق وجودم پنهان ماندم.。آیا درد بالاخره فروکش کرده است؟、空腹が勝ったのか、وقتی بیرون آمد قسمتی از حدقه چشمش بریده بود و حالش روشن بود.、کره چشم سفید ابری بود。من فکر کردم، "این باعث می شود من کور شوم."、در آن زمان چیزی به نام بیمارستان حیوانات فانتزی وجود نداشت (برای شروع، "دهکده بدون پزشک" بدون حتی یک پزشک انسانی بود).、تنها کاری که می توانستم بکنم این بود که تماشا کنم。
با کمال تعجب、شاید به خاطر بزرگ شدنم بود.、چشمان کدر در عرض چند ماه کاملا ناپدید شدند.、بینایی من نیز بهبود یافته است (یا من فکر می کردم)。احساس می کردم قدرت شفابخش شگفت انگیز طبیعت را دیده ام.、هنوزم خوب یادمه。
از یک چشم پزشک شنیدم که نگاه کردن به چیزهای دور بهترین راه برای استراحت چشم است.。いま自分がやっていることは、その真逆。ショボショボになるわけさ。


