آری、5هفته های متوالی、شنبه تونستم آپلودش کنم。اما、فقط برای آن、این هفته گذشته、حداقل از غروب تا زمانی که به رختخواب رفتم تمام وقتم را مصرف کردم.。بنابراین در حال حاضر، صرف نظر از کیفیت،、اولویت بندی "آپلودهای منظم"。"عادی" چیست؟、این کاری است که ما قبلاً نتوانسته ایم انجام دهیم، پس لطفاً آن را کمی جدی تر بگیرید.。آیا شما دوستان هستید؟
در حال حاضر، به سادگی、من تعجب می کنم که چقدر می تواند طول بکشد、من علایقم را تغییر می دهم。
هر چند این داستان درونی است、الهام بخش این ویدیو、فکر کنم یک روز مرداد پارسال بود.。فکر نمی کنم به این زودی بتوانم راه بروم、از حس فوریت、این اتفاق زمانی افتاد که من هر روز به سختی در تفرجگاهی که زیر سایه درختان بود راه می رفتم.。دوره ای از "روزهای بسیار گرم" مداوم。
یه روز همچین روزی、در جای خالی پشت اسکوربورد استادیوم بیسبال شهرداری、او به تنهایی در حال تمرین اسکیت بورد است.、از آن طرف جاده دیده می شود。مدتی او را تماشا کردم که همان حرکات را بارها و بارها تمرین می کرد.、هوا داره تاریک میشه、قبل از اینکه به خانه بیاید صداش کردم.。که تبدیل به این طرح ویدیویی شد。
زمان کمی تا غروب مانده بود.。حتی اسمش را هم نپرسیدم、اسمم را هم نگفتم.、من فقط پرسیدم که آیا می توانم آن را در یوتیوب قرار دهم.。از آن زمان نیم سال می گذرد、الان داره چیکار میکنه。او گفت: من (در آن زمان) کار نمی کردم.、بعد از آن چه می کنید。من می خواهم دوباره ملاقات و صحبت کنیم。


