

هرچند نه هر روز、من در سه ماه گذشته خیلی سخت راه می رفتم.。
به دلیل چیزی、راه رفتن را از سر گرفتم که از آن غافل بودم.。ناراحتی در پاهای من از بین نمی رود、راه رفتن در حالی که کمردرد را تحمل می کنید بسیار دردسر است.、هر بار که راه می روم اکتشافات کوچکی می کنم.、که انگیزه ام را حفظ می کند。به خصوص در ماه گذشته、به نظر می رسد حالت راه رفتن روشن شده است.、انگار راه رفتن خودش به یک تکانه تبدیل شده است.。کم کم شروع کردم به راه رفتن با "حالت صحیح"。


