عملکرد یخچال - 1

آنچه در یخچال است、حالا من می توانم آن را ببینم

یخچال نو خرید。10با افزایش مالیات بر مصرف از فروردین ماه همخوانی ندارد.。من اصلاً این تجمل را ندارم、من می خواهم در صورت امکان از خرید آن خودداری کنم.、خراب بود پس چاره ای نداشتم.。

حدود نیم سال پیش (شاید حتی بیشتر)、"آب از یخچال نشت می کند."。حتی اگر آن را پاک کنید بعد از مدتی دوباره برمی گردد.。اگر چه برای انباشتگی کافی نیست、کم کم دارم خیس میشم。مسیر زهکشی؟ آیا گرفتگی (با گرد و غبار) دارد؟。یخچال افتخار ماست、اگرچه واقعیت غبارآلود است، اما همچنان وجود دارد。اما、به غیر از ماشین لباسشویی، "کانال زهکشی؟"

در نهایت همینطور است、من فقط با پاک کردن زمین هر از گاهی تقلب کردم.。1حدود یک ماه پیش گفت: «دیگر سرما نمی‌خورم».。قطعات مرتبط با اصول اولیه مانند تجهیزات خنک کننده、اگر «ساخت ژاپن» باشد، نباید به این راحتی بشکند.。واشر لاستیکی خراب شده است、هوای سرد از آنجا نشت می کند。با نگاهی به تاریخ ساخت، فکر کردم ممکن است بتوان آن را جایگزین کرد و در سال 2000 ساخته شد.。من احتمالاً یک کالای ارزان قیمت خریدم که یک سال پس از تولید آن موجود نبود، بنابراین 18 سال است که از آن استفاده کرده ام.。صرف نظر از دوره گارانتی、من مطمئن نیستم که بتوانم واشر لاستیکی مناسب را تهیه کنم (اخیراً به نظر می رسد که می توانید به راحتی آن را خودتان تعویض کنید)。قبض برق هم خیلی بالاست.、چون ظرفیت ناکافی به نظر می رسد、تصمیم گرفتم یک یخچال کمی بزرگتر بخرم.。

ما در خانه «بودجه» نداریم.。وزیر دارایی خانواده من (اگرچه این همان چیزی است که وزیر دارایی است) فقط به فکر تسویه حساب است.。همیشه اتفاق می افتد که من ناگهان می گویم: "من پول ندارم."。به نظر می رسد که مردم معمولاً چندین سال قبل برای هزینه های کلان پول پس انداز می کنند.、我が家では全員が突然「お金がないんだけど」。و、だからどうするというアイデアは誰からも出ない冷蔵庫の場合も同じだった

病気と違い放っておけば自然に治るということはない。ولی、もしかするとこのうず高いホコリで隙間が埋まるのではないか床の水もこのホコリが吸ってちょうどよくなるんじゃないか…とでもいうようにやはり放っておいたそして当然のように尻に火がついた

شیبویا

ورودی سالن نمایشگاه موچا

من برای اولین بار بعد از مدتی به Shibuya رفتم (واقعاً خیلی طولانی)。از Bunnkamura دیدن کنید تا نمایشگاه Mucha را ببینید که در مورد آن بسیار صحبت شده است。قبل از آن، "نمایشگاه ریو ساسا" را در گالری یونیکون در کاواگو دیدم.、علاوه بر این، Tobu Tojo Line、خط مترو یوراکوچو、انتقال به خط مترو فوکوتوشین به Shibuya。این مسیری است که معمولاً از آن استفاده نمی‌کنم، بنابراین ممکن است بدون سیستم ناوبری گم شوم.、اکثر ایستگاه هایی که من هرگز نام آنها را نشنیده ام。

رفتن از مترو به "بالاتر از زمین" شیبویا آنقدر (برای من) بدیع بود که فکر می کردم کدام ایستگاه در کدام کشور است.。من فکر می کردم او ژاپنی است، اما او به زبان چینی یا کره ای صحبت می کرد (شاید به دلیل وخامت روابط ژاپن و کره)、من احساس می کنم زبان کره ای من به شدت کاهش یافته است.)、وزارت خاورمیانه、آفریقایی、مردم اروپا معمولی هستند (انگار در آنجا زندگی می کنند)。جریان عظیم مردم مانند یک رودخانه بزرگ、بازتاب پراکنده نور مصنوعی。برو جلوی هاچیکو。خوب، وقتی به زمین رسیدی、آنقدرها احساس خارجی نداشت。

نمایشگاه Mucha احتمالاً در جایی در تلویزیون تبلیغ می شود.、خیلی شلوغ بود。فکر می کنم جوان های زیادی بودند.。سطح جمعیت و محتوا مطابق انتظار بود.。این عکسی است که بارها دیده ام.、من همچنین می دانم که یک نقاشی چقدر خوب است.、من به جریان های فرعی علاقه ای ندارم.、اقتباس دور از ذهن از مانگا همان طور که انتظار می رود است.。برای کسانی که برای اولین بار آن را تماشا می کنند، کمی متاسفم که چقدر شلوغ است.。من فقط به چهار نقاشی رنگ روغن از Esquis (ایده ها/طرح ها) دقیق تر نگاه کردم.。

سریع به ایستگاه شیبویا برگردید、به خط Ginza، "مترو طبقه سوم بالای زمین" صعود کنید。پلکان باریک منتهی به اینجا حداقل برای 50 سال قدیمی باقی مانده است.。فاصله دوران بین گذر زیرزمینی و زیرزمینی بسیار زیاد است.。حدس می‌زنم این حس همزیستی در شهرهای بزرگ باورنکردنی است.。از خط چیودا در Omotesando استفاده کنید、نوگیزاکا。مرکز هنر ملی توکیو هنگام غروب خالی بود.。نمایشگاه تولید جدید、قدم زدن در هر دو مکان نمایشگاه رفتاری。کارهای خوب وجود دارد، اما کارهای خسته کننده زیادی نیز وجود دارد.。حدس می زنم همین باشد、تماشا کردن آغاز همه چیز است。

بعد از مدتی برای اولین بار قدم زدم、وقتی از پله‌های ایستگاه پایین می‌روم، تاندون زانوی چپ به من یک علامت هشدار می‌دهد.。اگر زیاده روی کنید، در واقع به زانوهایتان آسیب می زنید.。این حد است。وقتی به خانه رسیدم、منتظر آگهی ترحیم بودم.。

جاده به دو تقسیم

ویبرنوم همه جا هست。آیا می خواهید آن را امتحان کنید؟。

طبیعت را بگیرید、شهر را بگیرید。همه کارها را خودتان انجام دهید、اگر بگویید با پول حل می شود، ممکن است درک آن کمی ساده تر باشد.。مطمئنم افراد زیادی هستند که در وهله اول قادر به انتخاب نیستند.。

اگه زنده باشم、چه آگاهانه و چه ناخودآگاه、شما همچنان به انتخاب یکی از گزینه های متعدد (از جمله گزینه عدم انتخاب) هر روز ادامه خواهید داد.。در حالی که گاهی اوقات انتخاب های متناقضی انجام می دهید،、علاوه بر این، وقتی این را مدام فراموش می کنم، مجبور می شوم انتخاب بعدی را انجام دهم.。اکنون、من فکر می کنم گزینه های نهایی به این دو محدود می شوند.。

وقتی به یک دهکده کوچک کشاورزی و ماهیگیری می روید、اول از همه احساس می کنم هوا و آب تمیز است.。فکر می کنم بینایی من کمی بهتر شده است、دید واضح و روشن احساس می شود。بعد از مدتی、مردمی که در اینجا زندگی می کنند چگونه زندگی می کنند؟、احساس عجیبی دارم。به هوای صبح نگاه کن、امروز به کوه می روی؟、تصمیم بگیرید که آیا به رودخانه (دریا) بروید。استراحت بسته به روز。نیازی به نه گفتن به کسی نیست。وقتی صحبت از کارهایی که مردم در کوهستان انجام می دهند به میان می آید، کار واقعی برای انجام دادن وجود ندارد (افرادی که در کوهستان سخت کار می کنند، کارمندان اداری شرکت های مهندسی عمران هستند).。مردم در رودخانه ها و دریاها کلپ را می گیرند (اگر آن را بردارید، کار مرتبط ادامه می یابد)、اگر ماهیگیری وجود دارد، به ماهیگیری بروید、اگر نه، مراقب وسایل ماهیگیری خود باشید.。نیمی از صیدها غیرقابل اعتماد هستند و عنصر شانس زیادی دارند.。پس چگونه هر روز زندگی می کنید؟、برای مردمی که در شهر زندگی می کنند عجیب به نظر نمی رسد؟。حداقل برای من عجیب به نظر می رسد。

من می خواهم در یک روستای سرد زندگی کنم、من می خواهم در شهر زندگی کنم、هر روز آنچه می خورید بخورید、شما باید چیزی را که می پوشید بپوشید。اگر بیمار یا زخمی شدید، باید به پزشک مراجعه کنید.、به دارو هم نیاز دارم。足腰の弱くなった人々には車が不可欠だし田舎でのガソリンは概して都会より割高だ。یک معنی خاص、田舎暮らしはお金がかかるのだ確実に現金収入を得られるサラリーマンの仕事はほとんどない計算できるのは日雇いの現場作業員がせいぜい老齢になればそれさえ無理だそれでどうやって暮らすのか

子供たちに聞いてみたくても子どもがいないほとんどの学校が廃校されているからだ小さい子どものいる家庭は都会へ引っ越こせと強制されているようなものだ村政としては矛盾というかジレンマである子どもを地域に残せば財政赤字広い地域の子を無理に1カ所に通わせようとすればむしろ都会へ出た方が選択肢が広がるという状況がある

画家などという仕事は都会に住んで田舎暮らしをしているようなものかも知れないどうやって暮らすのか私は田舎暮らしのノウハウがよく分かっていない「田舎人」らしい最近は田舎へ行くたびにより強くそう感じるようになってきた「根無し草」そう言われたことも思い出す