درست قبل از پایان。مدتی به آن نگاه کن、اگر مشکل خاصی وجود نداشته باشد ، این محصول نهایی است。ولی、در حال حاضر یک مشکل وجود دارد ، بنابراین بعداً باید دوباره آن را اضافه کنم (یا آن را پاک کنید؟).。
مشکل چیست؟、زمان لازم است تا در مورد چگونگی حل آن فکر کنید。عجله نکن。
در این سن、絵も少しは勉強したくなった。考えてみたら、ただ感覚と好き嫌いだけで絵を見たり描いたりしてきただけだから、解らない絵は永久に解らないし、嫌いな絵はただ嫌いだってだけで避けてしまう。でもそれじゃあ、これまでやってきた経験が勿体無いというか、完成しないような気がしてきたんだ。حداقل、好き嫌いだけで言っちゃいけない絵というものもはあるんじゃないかとは思う。漠然とはしているが、あるグレードというか、走高跳びのバーに似た非情なものがさ。それを見たいよね。
*این یک داستان تخیلی است。با هیچ شخص واقعی ارتباطی ندارد。
یک روز、معلم یک گل رز به عنوان موضوع نقاشی آورد.。من دوست دارم به گل نگاه کنم、من در نقاشی خوب نیستم。مهمتر از همه این که خار دارد را دوست ندارم.。به نظر می رسد درد دارد و نمی توانم دستم را تکان دهم یا مسواک بزنم.。
معلم می گوید نیازی به کشیدن گل رز نیست.、من هیچ ایده دیگری ندارم، پس چاره ای جز کشیدن گل رز ندارم...。با این حال ،、با این حال ،、این است。فکر میکنم فقط برای امروز میتوانم چیزی واقعاً خوب بکشم. هههه、اینطور نیست که خیلی وقته این کارو انجام بدم ولی بالاخره دارم تواناییمو نشون میدم...! در حالی که میل به زمزمه بی اختیار را مهار می کنید،、غرق در کشیدن آن شدم。خخخ、این فقط مقدار مناسبی از خستگی است.。
گلها تا دفعه بعد شکوفا نخواهند شد.、ترفند کشیدن گل این است که تا جایی که می توانید یکباره بکشید.。腕まくりをして、وقتی نمیتوانستم جلوی خم شوم، فکر کردم، "ها؟ این بوم نقاشی من است."。صدای صدا نرم تر شد.。پشت صندلی، بوم جدید من زیبایی ناب سفید را تابید...。