جایی در حومه شهر、ناامیدانه به دنبال یک توالت در یک ساختمان عجیب و غریب。در آن زمان、با یک نقاش درخشان آشنا شوید。چرا چرا اینجایی؟
صدای خشن معمولی。اما、من واقعا نمیفهمم چی میگی。با اینکه هوا گرم است، کت و شلوار آبی همیشگی اش را پوشیده است。کلاه سیاه غیر معمول。از راهروی دویدم که سیمانش ترک خورده بود、باز و بسته شدن بسیاری از درهای خسته、با بالا و پایین رفتن از پله های باریک، به جستجوی توالت ادامه دادم.、به دلایلی او مرا در یک یورتمه تعقیب می کند.。
در یک رویا。صبح زود、من برای تجارت بیرون رفتم、وقتی به خانه می رسم هنوز خیلی خوابم می آید、دوبار خوابیدم。جزئیات رویا、من به خوبی می توانم ساختمان های عجیب و غریب و پیچیده داخل و مناظر بیرون را به یاد بیاورم.。اگر با جزئیات توضیح دهید、شما قطعاً می توانید ده ها تصویر را فقط با آن بکشید.。با پاهای ناپایدار و نیمه خواب رفتم دستشویی.。
2 سرویس بهداشتی در طبقه 3。یکی بود، اما مثل اتاق زیر شیروانی بود و سقفش خیلی کم بود.、استفاده از آن غیرممکن به نظر می رسید حتی اگر بدنم را از وسط تا کرده باشم.。سازمان بهداشت جهانی、چگونه از آن استفاده کنم؟
تقریباً دچار "گرما زدگی" شدم、مدتی به این فکر می کردم、ظاهراً فقط "کم آبی شدید" بود.。ولی、من عادی رفتار می کردم、ممکنه دچار گرمازدگی شده باشم、من تجربه اش را داشتم。
7/31(دیروز) آفتابی。دما: 36 درجه کار در طبقه دوم یک انبار با سقف فولادی。حدود 50 امتیاز برای شاهکار、10~حدود 120 قطعه کوچک سایز 15 از طبقه دوم پایین آورده شد.。همسرم تنها یاور من است。عکس را از بالا پایین آوردم.、همسرم مسئول تکیه دادن آن به دیوار دیگری است.。زمان واقعی کار حدود 1 ساعت برنامه ریزی شده است.。با وجود اینکه در طبقه دوم قرار دارد اما حسی شبیه بالکن دارد و توسط یک آتریوم به طبقه اول متصل می شود.。یک پنجره کوچک در طبقه اول و یکی در طبقه دوم وجود دارد.。دیوارها از صفحات PVC نیمه شفاف ساخته شده اند که با قاب های فولادی داربست متصل شده اند.、انبار مصالح ساختمانی بسیار ساده。با استفاده از نردبان آن را پایین بیاورید。
بالکن در سمتی است که خورشید را دریافت می کند.、حدود 50 کار در مقیاس بزرگ در آنجا نصب شده است.。در چنین شرایطی، دما باید کاملاً بالا باشد.、برای بررسی خطر یک دماسنج همراه داشته باشید。مقدار زیادی نوشیدنی、چند تغییر لباس、حوله、ساعت。فکر می کردم بیشتر نقاشی ها بوم هستند.、در واقع، اکثر آنها پانل های سنگین هستند.、این یک بار سنگین شد.。
هوا آفتابی و گرم بود、زمان کار در هر جلسه کمتر از 15 دقیقه است、سپس پایین بروید و آب را دوباره آبرسانی کنید.、15 دقیقه استراحت تصمیم بگیرید、شروع کار。50مقیاس دماسنج که فقط درجه را اندازه گیری می کند، به سرعت از بین رفت.。انگار、احساس می کند که دارد می سوزد、کمی احساس خطر می کرد、به دلایل برنامه ریزی、زور。
به شدت عرق کردن、پیاده شو、هیدراتاسیون مکرر。فقط یک بار دیگر、در زمان استراحت از نردبانی که داشتم پایین می آمدم افتادم.。پوست سر را برش دهید、بین باسن و ران چپم به شدت کبود شده بودم.。صورتم غرق خون بود、همسرم ناراحت بود اما、میدونستم حالم خوبه。
در واقع من درد را احساس کردم、پس از انجام تمام وظایف برنامه ریزی شده。クーラーの効いた場所へ戻ろうとしたら、急に息が苦しくなった。耳の聞こえ方が水の中のようで、自分の声がかすれてうまく出ない。場所が離れているので車での移動だが、運転できるか、一瞬不安になった。クーラーの部屋へ戻っても、塩分入りの冷たい飲料をがぶ飲みしても、噴き出る汗が止まらない。3枚目の着替えをする頃、این نهایت حل و فصل شده است。そこまで2時間休んだ。