
クリスマスソング流れる街暗し
どこかしら不幸消しゴム年の市
ちっぽけな幸せばかり年の市
コートより暖房よりも人混みへ
根性と我慢は嫌い煤払う

クリスマスソング流れる街暗し
どこかしら不幸消しゴム年の市
ちっぽけな幸せばかり年の市
コートより暖房よりも人混みへ
根性と我慢は嫌い煤払う

街は師走。井の中の蛙である私にとっては、世の中全体が忙しいように感じるが、そんなことなどあるはずがない。شاید、これは一種のパニックなのだ。
クリスマス、年末の支払い、正月の準備の時期だよと、メディアも経済(界?)も、私たちを急かす。周囲と一緒に進まないと、何かを失ってしまうような気分を周到に準備するのだ。
「山狩り」という猟の仕方がある。勢子(せこ)と呼ばれる多くの追手と、それに追われてパニックになり、逃げ惑う獲物を待ち構える複数の討ち手とが一体になって行う、大規模な猟だ。「クリスマス〜!」「おせち、大丈夫か〜!」というおどろおどろしい声や鳴り物に私たち(じゃなかった、動物たちだ)は動揺し、一目散に、とにかく皆と一緒なら怖くないと、狩人たちの思い通りの方向へまとまって逃げて行く。狩人たちにはその夜の大宴会がもう目に浮かんでいる。

احساسات مردم ژاپن خیس است 、مرطوب。فوق العاده ظریف、مانند الکل، قدرت مرموزی دارد که شما را مست می کند.。وقتی صحبت از هنر ژاپنی شد، حتی خیس تر می شود.、حتی در الکل هم مثل مست شدن از یک نوشیدنی کدر است.。
صحبت از آب و هوا، به معنای اقلیم نیز هست.。از طرف دیگر、همچنین آب و هوای متضادی وجود دارد که نماد آن ماسه خشک است.。و、خوبی هر اثر هنری که از آن بیرون می آید、ما می توانیم یکدیگر را بشناسیم。اما、اگر با دقت به آن فکر کنید、چرا چنین درکی؟、آیا امکان شناخت یکدیگر وجود دارد؟。چه چیزی آن را ممکن می کند。
شاید کارکرد مدلسازی、یکی از چیزهایی است که آمدن و رفتن را مانند گذرگاه ممکن می کند.。یک در رو به آن گذر است.。این یک در کوچک است که می توانید بدون توجه به آن به راحتی از کنار آن عبور کنید.、اگر آن را باز کنید، دنیایی که می بینید به طرز شگفت انگیزی وسیع است.。هر کسی می تواند آزادانه بیاید و برود و قفل نیست.、حتی اگر متوجه آن شوید، حداکثر فقط گردن خود را بچسبانید و نگاهی بیندازید.、بنا به دلایلی نمی خواهم داخل شوم.、درب مرموز。