心配なのはあなただけです / Take care just yourself, or.

 

不意打ちに F6 水彩(部分)
不意打ちに F6 水彩(部分)

در رادیو بود、از شنیدن اشعار نوستالژیک سائوری یوکی متعجب شدم.。♪ اشعاری که به دنبال "حتی اگر بمیرم، با تو خواهم بود" را دنبال می کند.。آن موقع بارها شنیده بودم.、من اصلا از محتوا بی خبر بودم。

یادم می آید که روز گذشته صحبتی با همسرم درباره بیمه سرطان داشتم.。«نگرانم که تنها کسی باشم که بیمه دارم.。اگر سرطان گرفتی هم همینطور、نه، این یک مشکل بیشتر است."。"من خوبم。بخش های خاصی وجود دارد که می تواند تحت پوشش بیمه قرار گیرد.、در واقع، اگر به سرطان مبتلا شوید، قطعاً دردهای فردی دیگر یا چیزی دیگر خواهید داشت.、"من به بیمه متکی نیستم." "شما پول ندارید، پس من (حداقل) بیمه دارم."。تنها چیزی که باید نگرانش باشید خودتان هستید.»。

I’d remenbered the comversation with my wife around a cancer. “I am OK. There are many kind of deseases of cancer if I have it, I understand now” she said. “And I have my own money to against it, so you don’t have to be worry. But I know that your own money is empty. You have to take care your own” . She is the realist.

فکر می کردم وظیفه دارم نگران خانواده ام باشم.、برعکس من نگرانم、علاوه بر این، قبلاً در یک قاب جداگانه قرار داشت.。اما、ای عزیز、شاید طبیعی باشد که بگوییم。آیا طبیعی است که به افرادی وابسته نباشیم که دنبال پول برای پول نیستند؟。اگر از یک کودک بپرسید、"اگر بخواهم ناگهان بمیرم، ممکن است کمی در مشکل باشم."。بچه ها هم همینطور、به نظر می رسد آنها در حال حاضر برای آنچه پس از مرگ من اتفاق می افتد آماده می شوند.。اگر شما بگویید、اوبون امسال。وقتی برای اولین بار پس از چند دهه دوستی را دیدم که دو سال از من کوچکتر بود، او به من گفت: "عمر طولانی داشته باشی".、از خود کلمه شوکه شدم。تابستانی بود که تایید کردم وجودم اینطور است.。

 

2個のリンゴ / 2 apples

慎ましい食事 F4 水彩
慎ましい食事 F4 水彩
イン・モーニング   SM 水彩
イン・モーニング   SM 水彩

2 قطعه در بالا و پایین。روش بالا روش معمول من برای طراحی است، تقریباً هرگز از مداد استفاده نمی کنم.。در زیر روش معمول ترسیم با استفاده از خودکارهای نمدی آورده شده است.。کاغذ سفید در بالا、پایین کاغذ خامه ای است。

البته من سیب را خوردم.。احساس کردم کمی خشک شده است。

 

権現堂2014-8-21

Gongendo Sakura Tsutsumi 2014-8-21
権現堂桜堤2014-8-21

818 ماه、از شیموکیتا تا سایتاما。به محض رسیدن به ایستگاه امیا شروع به عرق کردن کردم.。من دیگر نمی توانم در عرض چند ساعت با اختلاف دمای 10 تا 15 درجه سازگار شوم.。امروز صبح (بیست و یکم) بعد از مدتی برای اولین بار با دوچرخه به گونگندو ساکوراتسوتسومی در شهر ساته رفتم.。سالمندانی که از خاکریز 1700 متری بالا می روند、پر انرژی بود و بارها رفت و برگشت.。احترام گذاشتن。