


من تمام وقت تا عصر نشسته ام ، ویرایش و ایجاد فیلم می کنم.。پاهایم شروع به احساس عجیب و غریب کردند、من بعد از دیدن استراحت تولید به پیاده روی رفتم.。ساعت 6 بعد از ظهر بود، اما هنوز روشنایی روز باقی مانده بود.。من یک هالی هاک ایستاده را کمی دور از مسیر معمولم دیدم.。من سال هاست که هر بار که آن را می بینم عکس می گیرم.、یک لحظه فکر کردم کافی است.、گفتم: "خب، بیایید ببینیم چه چیزی را می توانم ببینم."。
این پاسخ صحیح است! با زاویه کم غروب خورشید برخورد کنید、خیلی زیباست。گلبرگهای نازک آنقدر واضح هستند که خورشید در حال تنظیم شفاف است、درخشان است、و دوست داشتنی است。من نمی توانم این را با استفاده از مهارت های عکاسی خود منتقل کنم (اگرچه هنوز هم برای من واضح تر به نظر می رسد؟)、یادآوری کردن、من می خواهم روزی این احساس را دوباره از نو بسازم。