روز شنبه، مراسم اهدای جوایز برای نمایشگاه استان سایتاما برگزار شد.。من هم میتوانم یک «درخت مرده» در محل برگزاری باشم.、بیرون رفت。پس از اتمام、نمایشگاهی را دیدم که نزدیک محل برگزاری بود.、با تعداد زیاد مستقیم به میخانه بروید.。به همین دلیل、15وبلاگ روز آپلود نشد.。
از دیروز صبح کمرم درد میکنه、از آنجایی که یکشنبه است، می توانستم تنبلی کنم.、وقتی در یک روز آفتابی در خانه هستم、قیمت بازار زمانی ثابت می شود که کارها به جای باران بیفتند.。
کمرم بعد از کار بیشتر درد میکنه、از غروب مثل کاترپیلار موپ می کنم.、ساخت هایکو برای ماه آینده、چرت زدن、داشتم مثل یکشنبه یک پیرمرد بازنشسته می گذراندم.、همسرم در حالی که او برای پیادهروی عصرگاهی میرفت، گفت: «چند عمامه خریدم، پس برایت درست میکنم».。می گفت این یک پوسته عمامه زنده است، اما "بسیار کوچک است؟"。انگشت کوچکم به خاطر کوچک بودن صدف ها درد می کند.。وقتی بالاخره به آن رسیدم و ساشیمی درست کردم،、باید چیزی بنوشم...、(انگار که عمرم را هدر می دادم در حالی که دیو نبود) درد کمرم را فراموش کردم.、با بوبون رفتم روی دوچرخه ام آب خوشمزه بخرم.。
محدود به پوسته های عمامه نیست、برای برخی از انواع صدف、نکاتی در مورد نحوه باز کردن هر کدام وجود دارد.。صدف ها گوشتی ندارند که محکم به پوسته چسبیده باشد.、اساساً "شناور" در داخل پوسته。فقط در یک نقطه مانند یک طناب نجات به پوسته متصل است.、اگر آن قسمت را برش دهید، گوشت با تمام اعضای داخلی آن بیرون می آید.。اگر این را نمی دانید، به هر حال ساشیمی زیبا خواهید گرفت.、افرادی که می خواهند جگر بخورند چاره ای جز تسلیم شدن ندارند.。مدتی گذشت、تقریباً مکان را فراموش کردم。
همانطور که به نظر می رسد、2 تا دیگه、طعم چیزی شبیه چیزی بود که می خواستم سه سال در دریا رشد کنم.。