
تقریباً هر چند سال یک بار、やや大きな風邪を引く。どうやらそれが今回。それほど悪くならないうちに、別の薬を貰いに行くついでに、かかりつけのクリニックに行った。
سه شنبه ساعت 9 صبح、「最低2時間は待ちます」で、به زودی به خانه می آید。بعد از انجام چند کار برگشتم.、سپس یک ساعت دیگر。وقتی داروها را از داروخانه گرفتم و به خانه برگشتم، حالم بدتر شده بود.。فقط افراد سالم می توانند به بیمارستان مراجعه کنند.、جوک سیاه همانطور که هست。سپس بلافاصله بدتر شد。خوشبختانه دارو را قبلا دریافت کرده بودم.。اوه آره、آن شب بیداری بود.、راهب طولانی است、مزخرف、شنیدن چنین داستان های لنگ خوبی نبود.。من به خاطر آن دانه های تسبیحم را از دست دادم.。با توجه به اینکه از یک مغازه 100 ینی خریدم، خیلی خوب به نظر می رسید.。من متاسفم که دانه های تسبیح چیزی نیست که من باید در مراسم تشییع جنازه بیاورم.。
به هر حال از آن شب、فکر کنم یه جایی قطع شده、گلو درد و سرفه、پوزه。تب طبیعی +1.5 درجه است。بالاخره امروز صبح (پنجشنبه) عادی از خواب بیدار شدم.、حتی بعد از اینکه از خواب بیدار شدم، کمی احساس غیبت کردم.。نمی دانم طبیعی است یا نه، اما。کارهایم انباشته است。من یه کاری دارم که باید برم بیرون、همه چیز را بگذار برای بعد。اگر فکر می کنید که چنین روزهایی وجود دارد、این نیز یک روز با ارزش است。