
ناگهان、وقتی آن را می مالم، تکان می خورد。وقتی آن را تکان می دهید، می توانید امواج را حس کنید.。من در مورد شکمم صحبت می کنم。
ترازو صادقانه بود。من اخیرا خسته شده ام、من فکر کردم که、این (شاید) دلیلی بود که من احساس خستگی می کردم.。من هم مثل بقیه مردم هستم、من مجبورم هر روز با واقعیت روبرو شوم、شما نمی توانید دیگران را به خاطر این موضوع سرزنش کنید.。سرم شلوغ است → به همین دلیل خسته ام → وزنم کم می شود。قرار است باشد、+2کیلوگرم به چه معناست؟
حتی اگر وانمود کنم که آن را نمی بینم、صورتحساب وعده غذایی شما درست در مقابل شما خواهد بود.。این لایحه با بهره بالایی ارائه می شود.、تجاوز کردن خطرناک است。با صدای بلند بگویید: «دوست ندارم».、در ذهنم فکر می کنم "دوسوپه؟" در بعضی از لهجه ها。در واقع، من چیزی در ذهن دارم، بنابراین به اقدامات متقابل فکر می کنم.。چاره ای جز این نیست、در سومو، سستی «زمان قبل» است.。بعد از مراسم ساماندهی、من فقط میتونم حضور داشته باشم。اما "Jurupururu" سپس…。
روز دیگر میوه کمیابی به نام «پوپو» دریافت کردم.。آیا به «هوککو انبه» نزدیک است؟ خانواده فقط جرعه ای خوردند و گفتند: "ها؟"。هرچند نمی توانم بگویم که دوستش دارم、بد سلیقه نیست。مروهیه و خانواده اش می گفتند: "وای!"。هرچند نمی توانم بگویم که دوستش دارم、بد سلیقه نیست。"ها؟"、هرچند نمی توانم بگویم که دوستش دارم、بد سلیقه نیست。یعنی、یعنی پورپورو؟、"من خواننده را نمی شناسم."。