
برای اولین بار بعد از مدتی خواب عمیقی را احساس کردم。که آن را شکست、هنوز کمردرد。پس از یک دوره درد شدید、درد بلافاصله فروکش کرد و دوباره به خواب رفتم.。
نسیم پاییزی است。به محض اینکه پنجره را باز کردم، گفتم: آه.、پاییز است، با صدای بلند گفتم.。یه جورایی کمی خوشحالم。پس از آن、خیلی چیزا یادم اومد。