"چیزهایی مانند..." فقط هستند、شکلی شبیه فیله ماهی کمی بزرگتر دارد、رنگ تقریبا سیاه است。بله、"نهنگ..." در بوسو و جاهای دیگر فروخته می شود.、به آن نزدیک است、مرکز کمی ضخیم تر است。در نگاه اول مانند یک نان بخارپز ساده به نظر می رسد.、به نظر می رسید که به راحتی می توان آن را خورد。
چیزهایی نیز وجود دارد که شبیه قارچ های نازک برش شده در آنجا هستند.、غیر قابل تشخیص از راب、مخفیانه آن را دور بریزید。بالاخره آن جعبه نهار در گوشه باغ است.、نمی دانم چقدر آنجا مانده (دور انداخته شده؟)、نیمی از آن پر از گل است.。
مهم نیست چقدر ماموریت است،、(کسی که این مأموریت را انجام داد بود、با یک دوجین بچه、ترکیبی از سن و جنس، از مهدکودک گرفته تا دانشجویان دانشگاه وجود دارد.。من رابطه بین آن بچه ها را نمی دانم.。(همه بچه هستند که من نمی شناسم.) من نمی خواهم از معده درد بمیرم.、اجتناب ناپذیر بود که مخفیانه آن را دور انداختم.。دایچی、ماموریت خوردن "نهنگ..." است.、این قارچ نیست。
این رویا فردا ادامه خواهد داشت。به نظر می رسد طولانی باشد、ببخشید。
شب گذشته、مدتی است که من مقداری شراب نوشیدم。قلبم پوند می زند و نمی توانم بخوابم、من در یک جعبه رویاهای عجیب زیادی داشته ام。
یکی از آنها "عنوان" است که می گوید ، "من چیزی مثل نهنگ خوردم."。"یک رویا با یک عنوان" است、در رویاهای من نادر است。
یک جعبه ناهار وجود دارد、آن را بخورید بدون اینکه کسی آن را ببیند、ظاهراً این "ماموریت" من است。وقتی درب جعبه ناهار لاک دار را باز می کنید ، بسته بندی شده است。هر چند بسیار منزجر کننده است、چون این یک مأموریت است、ضمیمه شد、همانطور که انتظار می رود ، می توانید آنها را با خردکن های لاک دار بردارید.、می بینم ، در زیر آن چیزی است که مانند "گوشت دودی" از نهنگ "است.。با این حال ،、هر چند نرم است、مهم نیست که چقدر سخت سعی می کنید آن را نیش بزنید、حتی یک برش پاره شده、حتی ورشکسته نشد。