من از شیموکیتا برگشتم。

2011暮れ・下北

سال نو مبارک。با تشکر از شما برای ادامه حمایت امسال。کارت های نوروزی زیادی دریافت کردم.。متشکرم。اما、امسال حتی یک نامه هم نتونستم بفرستم.。متاسفم。

کمی بعد از شروع دسامبر، کامپیوتر من خراب شد و آن را برای تعمیر فرستادم.、در عرض یک سال تونستم تعمیرش کنم.、من قبلاً در تاریخ 24 به شیموکیتا بازگشته بودم تا وضعیت پدرم را بررسی کنم.、من امسال ارسال کارت های نوروزی را متوقف کردم.。من از 25 تا 13 دی ماه هر روز به مدت 11 روز به بیمارستان پدرم رفتم تا از او مراقبت کنم؟ برای کمک کردن、از یک جاده کوهستانی رانندگی کردم و به بیمارستان رفتم که هر راه یک ساعت تا یک ساعت و نیم طول کشید.。

جراحی مرداد、آبان ماه به بیمارستان توانبخشی منتقل شدم و این سومین بیمارستان من است.、هر بار یکی یکی نمیتونم انجامش بدم.。بلافاصله بعد از جراحی توانستم به درستی صحبت کنم.、توانستم نام و تاریخ تولدم را دقیق پاسخ دهم.、در بیمارستان بعدی نتوانستم صحبت کنم.、من دیگر نمی توانم خانواده ام را بشناسم。این بار در بیمارستان، با اینکه به من غذا می دهند، دیگر حتی نمی توانم غذا بخورم.、تازه دارم لاغر میشم。بدنم سفت و سفت است。آیا بیمارستان توانبخشی است؟ ? ? من اینطور فکر کردم、اگر به هر حال آن را نمی خورید، همین است、تصمیم گرفتم کارم را روی این تمرکز کنم که مطمئن شوم آنها به اندازه کافی غذا دارند، حتی اگر فقط برای ناهار باشد.。خانواده کار کمی می تواند انجام دهد。اما در طول آن 11 روز، احساس کردم کارهایی وجود دارد که فقط به عنوان یک خانواده می توانم انجام دهم.。

جاده های برفی ناآشنا در ابتدا ترسناک بودند.、همانطور که به آن عادت می کنید، زمان بیشتری برای نگاه کردن به اطراف خود خواهید داشت.、اکنون می توانید از رانندگی در جاده های کوهستانی پوشیده از یخ که از نور می درخشند لذت ببرید.。بالاتر از همه、زیبایی برف ناب、برف پودری در باد می رقصد、هر روز می‌توانستم زیبایی برف را ببینم، جایی که تشخیص جاده یا زمین برفی سخت بود.、خیلی بهم روحیه داد。寒気に澄み切った空気の清々しさ何だか忘れ物を取りに帰ったような気持ちになりました

下北では咳をしている人を一人も見かけませんでしたから風邪のことなどすっかり忘れていましたが昨日(5日)夕新幹線で大宮駅に着いたとたんの大勢の咳の人々。مون、ここには風邪があるんだったそんな気持ちと美しい雪景色を心の中に大事にしまいこみながら今日からまたこの中で自分は生きていくんだと感じながら帰宅しました

منتشر شده توسط

تاکاشی

وبلاگ شخصی تاکاشی。نه فقط در مورد نقاشی、چیزی که من هر روز به آن فکر می کنم、آنچه شما احساس می کنید、هر چه به ذهنم می رسد می نویسم。این وبلاگ نسل سوم است。از ابتدا، بیش از 20 سال گذشته است.。 2023از اول ژانویه、در حال حاضر، تصمیم گرفتم فقط در روزهای فرد بنویسم.。من یک به یک به مسیر آینده ام و چیزهای دیگر فکر خواهم کرد.。

Leave a Reply

Your email address will not be published. فیلدهای الزامی مشخص شده اند *