絵画講座の廃止(2)

アーティチョーク(部分) F6 2011

زنی هست که 10 سال است به اینجا می آید.。شوهرش را از دست داد、من الان تنها زندگی میکنم。چون کسی تو خونه نیست、من شبها با کسی صحبت نمی کنم。البته در اطراف من افرادی زندگی می کنند.、من احتمالاً احوالپرسی های روزانه انجام خواهم داد، اما、من آدمی نیستم که باهاش ​​در مورد عکس حرف بزنم.。به یک دوره بروید、لذت داشتن گفتگوی عمیق با افرادی که علایق مشترک دارند。اگر از بین برود ناراحت می شوم、او گفت。

ولی、شخصاً فکر می کنم دوره دیگر در دسترس نخواهد بود.。برای من مشکلات مختلفی مثل مسائل مالی و فضایی وجود دارد.、نمی توان گفت که به معنای خاصی طراوت بخش است.。

دوره نقاشی با آموزشگاه حرفه ای متفاوت است.。از طریق مشاوره فنی、نگاهی اجمالی به جهان یک قدم عمیق تر、من فکر می کنم ایده آل است که مردم دامنه سرگرمی های غنی خود را گسترش دهند.。آنچه در آن زمان مهم است این است、من همیشه فکر می کردم که بیشتر به اعتماد متقابل مربوط می شود تا توانایی مربی.。ولی、تا الان خیلی اتفاق افتاده、شکاف هایی در این روابط اعتماد شروع به ظاهر شدن کرده اند.。برای من بهتر از لغو دوره است.、این چند برابر نگران کننده تر است。خود محتوا را می توان در یک کلاس خصوصی جایگزین کرد.、چون احساسات را نمی توان به این راحتی تقسیم کرد.。

تا الغا چه اتفاقی خواهد افتاد؟、بعد از لغو چه باید کرد。باحال تر、من به یک سر واقع بینانه تر نیاز دارم、متأسفانه به نظر می رسد که این توانایی کاملاً ناقص است.。