زمین خالی و خانه متروکه。من به ندرت افرادی را می بینم که راه می روند
من در حال استراحت تابستانی در شیموکیتا (در سمت اقیانوس آرام) هستم。حداکثر دما امروز تنها 20 درجه بود.。به جای خنک بودن کمی احساس سردی می کند.。
از قبل از ساعت 8 صبح تا بعد از 6 بعد از ظهر、تقریباً بدون وقفه روی آن کار می کنم.。اینطور نیست که با یک ضرب الاجل یا هر چیز دیگری تعقیب شوم.、همه چیز خوب پیش نمی رود، بنابراین یافتن زمان مناسب برای استراحت سخت است.。
6خیلی دیر شده است、از آتلیه (که در اصل خانه پدر و مادرم است) به سمت هتل می روم.。حدود 10 دقیقه پیاده روی است、من با ماشین سفر می کنم چون هر بار چمدان دارم.。وقتی از آتلیه بیرون می روید، هیچکس پیاده به سمت هتل نمی رود.。گاهی ماشین ها از کنارشان می گذرند، اما اصلاً کسی نیست.。ماشین را متوقف کنید、حتی وقتی به عقب نگاه می کنم، یک جاده خالی را می بینم که مستقیماً در تاریکی کشیده شده است.。
من واقعاً نمی توانم چراغ های خانه را ببینم.。آیا افرادی در آنجا زندگی می کنند؟、خانه خالی است؟。در طول مسیر چند ماشین در پارکینگ فروشگاه رفاه وجود دارد.。مانند روزهای مه آلود、واقعاً احساس می کنم به دنیای یک فیلم ترسناک قدم گذاشته ام.。حتی در نوک شمالی هونشو، هنوز بعد از ساعت 6 بعد از ظهر روشن است.。7در دهکده ای خالی از سکنه که جای تعجب نیست اگر ارواح با گذشت زمان ظاهر شوند.、در خانه ای که هیچ کس در آن زندگی نمی کند、بی صدا دارم نقاشی می کشم。