سرویس

پاییز آلیس (آبرنگ) *در حال حاضر تصویری وجود دارد که در تاریخ 6 نوامبر تولید می شود

صحبت از خدمات、به معنای تأمین و خدمت、هدف معمولاً برای دیگران است。"من می خواهم خودم را ستایش کنم" توسط Arimori Yuko ، بازیکنی در المپیک آتلانتا و نقره ماراتن ، مشهور است、به طور متناقض ، این بدان معنی است که شما با خودتان سختگیر بوده اید、این مانند یک سرویس برای خودتان نیست。

"نظر برای دیگران نیست"。با دیگران همدردی نکنید、ظاهراً افراد گاه به گاه وجود دارند که این موضوع را به شکلی مخالف تفسیر می کنند.、در ابتدا ، این به معنای "لطفا با دیگران همدردی کنید".、همدردی که من (قصد دارم) به دیگران بدهم ، در نهایت به خودم هدیه می دهد.、آیا این است。هر چند در جهان کمی سخت است、"مهمان نوازی" به یک کلمه کلیدی تبدیل شده است、به جای گفتن چیزی مانند یک معکوس از اصل پول سازی、این بسیار به روح خدمات نزدیکتر است.。

من کمی از مسیر خارج شده ام、اخیراً احساس کردم که "جهان و جامعه = خدمات" (آیا خیلی دیر است؟)。هر چند、خدمات فقط به معنای قیمت مناسب نیست。کمی گسترده تر、من می خواهم چیزهای معنوی را درج کنم (از جمله چیزهای ناخودآگاه)。به نظر می رسد که دادن و گرفتن در جامعه غربی کامل است.、اول ، مهم است که قبل از انجام خدمات ارائه دهید.。افراد لکنت دوست ندارند、این باید به این دلیل باشد که چنین ایده هایی در پایین هستند。نگاه کردن به مردم (حتی چشم های سرد) = خدمات。تا آنجا که ممکن است با مردم بجنگید、این بیش از حد سرویس。این لزوماً یک موضوع یا لطف نیست。

اگر سرویس وجود دارد、پذیرش این امر می تواند یک سرویس باشد。بنابراین ، "خودخواه" گاهی اوقات سرویس را رد می کند、آیا می تواند کمبود روحیه خدمات باشد؟。من فکر می کنم خودم یک سرویس است、گاهی اوقات می توان علیه شما هل داد。بسیار دشوار است、من شروع به فکر زیاد می کنم。

تغییر دیدگاه、با اينكه

ترومپت پاییز (آبرنگ F6)

"من باید تفکر خود را تغییر دهم."、فکر می کنم بدون اینکه کسی به من بگوید از آن آگاه بوده ام、شاید این فقط یک چیز دوباره افتتاحیه باشد که به تازگی در مورد (دوباره) فکر کنیم؟、من فکر می کنم این چیزی است که من این روزها فکر می کنم。اما、اگر کمی عمیق تر به آن فکر می کنید ،、ابتدا آن را امتحان کنید、از آن تجربه بیاموزید、به نظر می رسد فقط یک راه پایدار وجود دارد。

نکته ساده "تلاش" است、هرچه پیرتر می شوید قادر به انجام آن نیستید。از تجربه قبلی、"مطمئناً این اتفاق خواهد افتاد."、اغلب گفته می شود که شما را از شروع انگیزه برای شروع باز می دارد。احتمالاً چنین است、دلیل اصلی این است که شما مجبور نیستید "جرات" این کار را انجام دهید ، دیگر نیازی به نگرانی در مورد آن نخواهید داشت、من فکر می کنم این چیزی است。به عبارت دیگر、که شما نیاز به ریسک ندارید。

مهم نیست که چند ساله هستید、من همیشه مایل به انجام آنچه دوست دارم حتی اگر دلیلی وجود ندارد、اگر ضروری شود ، کاری را انجام می دهید که دوست ندارید.。ولی、اگر فقط می گویید ، "شما نیازی به نگرانی در مورد انجام این کار نخواهید داشت"、نیازی به جرات انجام هر کاری مشکل ساز نیست。جوانان کنجکاو هستند و می گویند ، "من نیاز به آن را احساس نمی کنم (اگر شخص دیگری این کار را انجام دهد ، من هم امتحان می کنم."。ممکن است بین دیدگاه عینی یا ذهنی تفاوت وجود داشته باشد。

自分のことを考えてみると、حتی اگر شخص دیگری کاری شگفت آور آسان انجام دهد、برای من که هرگز آن را تجربه نکرده بود ، به طرز حیرت انگیزی دشوار بود.。آن آسیب های کوچک اول ایستاده اند、من ابتدا احساس ترس می کنم。اما وقتی برای اولین بار آن را دیدم、با گذشت زمان ، من به تدریج شروع به دیدن محیط اطراف کردم、من به تدریج داربست و سرنخ ها را بیرون می آورم (احساس می کنم)。・・・いやいや回りくどい。کوتاه、به سادگی مانند یک جوان کنجکاو است、من حدس می زنم این در مورد پیدا کردن چیزی است که جالب به نظر می رسد。

من پول ندارم

هنوز زندگی با صفحات به سبک یونانی ، آبرنگ ، F8

وقتی همسرم می گوید ، هیجان زده می شوم ، "من دیگر پول ندارم."、در عوض ، من ناگهان احساس ناراحتی می کنم、ریتم قلبم مختل شده است و احساس سرگیجه می کنم。

حتی اگر این حرف را بزنید ، هیچ چیز وجود ندارد ، بنابراین چیزی نیست که شما ندارید.。"این یک مشکل است."、در حالی که قهوه می ریزد、در حال حاضر ، چاره ای جز ترک سریع مکان وجود ندارد.。چه کسی چیزی بی ربط را مانند پول اختراع کرده است؟、حتی اگر از آن متنفر باشید ، شروع نمی شود。

جایی که مفهوم پول وجود ندارد、توسط خودت、صید ماهی、بهتر است فقط در حالی که در مورد چیزی صحبت می کنید ، فقط یک زمینه بسازید و هر کاری را که دوست دارید انجام دهید.。سپس یک روز او در جایی فرو می رود و به دنیای دیگر می رود - به تنهایی در یک جزیره متروک زندگی می کند、صحبت از آن ، من به یاد می آورم که "داستان رابینسون کروسوی" Defoe.、او تا قبل از اینکه دور شود ، یک معامله گر مناسب و معقول بود.、او یک عقل گرای اقتصادی واقعی است。تحقیقات اقتصادی و کتابهای زیادی بر اساس آن کتاب وجود دارد.。هنگامی که محصولات را می توان در هر نقطه با هواپیمای بدون سرنشین تحویل داد、غیر از اینکه دیوانه شوید یا در پایین دریای عمیق غواصی کنید、به نظر می رسد هیچ راهی برای فرار از پول وجود ندارد (هواپیماهای بدون سرنشین زیر آب نیز به سرعت در حال تحول هستند.、شما نمی توانید نگهبان خود را حتی در قسمت دریای عمیق بگذارید)。

مهم نیست که چند بار می گویم "من دیگر پول ندارم"、من نمی توانم به آن صدای وحشتناک عادت کنم。هر وقت نفس نفس می کشم、از این گذشته ، تا زمانی که من در حال حاضر زندگی می کنم、من فکر می کنم این کلمه ای است که هرگز نباید به آن عادت کنید。هر وقت قلبم را آزار می دادم、ضربان سازها به دلیل سرگیجه ناشی از استرس پول درمانده هستند。به نظر می رسد علاوه بر درمان پول ، هیچ داروی مؤثر دیگری وجود ندارد.。