فیلتری به نام بدنه

بی اختیار、دهانم را باز کردم.。چون کاری که انجام دادم همانجا نوشته شده بود.。کمی طولانی است، اما من آن را نقل می کنم:。-"مثلا、وقتی به یک سیب فکر می کنید، منظورتان یک میوه قرمز و گرد است.。معنای فرهنگ لغت در حال حاضر کاملاً ثابت شده است.、هیچ شکافی وجود ندارد。اما شاعر、رهایی از قید کلمات و معانی、معنی کاملا متفاوتی پیدا کنید。سطح مقطع سیب به شیب صخره تشبیه شده است...»。انگار داشتم لحظه ای را تماشا می کردم که صخره و سیب را به هم وصل کردم (که منجر به سری فعلی اپل شد).。

امروز صبح خوندمش、در سری Asahi Shimbun Digital "AI and Us"、آنچه گونجی پگیو یوکیو گفت (به هر حال)、این به این دلیل است که Pegio پنگوئن ها را دوست دارد.)。اما、لحظه بعد、من به چیز دیگری فکر کردم。«برای مثال زدن、درک آن برای همه آسان است."。این یک ایده پرواز نیست、فقط یک قدم به کناری رفتم.、من حدس می زنم این بدان معنی است。البته البته、فکر کنم منم همینطورم、من آن زمان به آن فکر می کردم و اکنون به آن فکر می کنم.。

همچنین می گوید。«بیشتر از خود هوش مصنوعی.、بیشتر و بیشتر افراد تصور می کنند که هوش مصنوعی به آنها کمک می کند تا همه چیز را در جهان درک کنند.、ترسناک است (من آن را کمی کوتاهتر کردم).。منگیکو یورو، آناتومیست گفت: "هوش مصنوعی نمی تواند بر دیوار حماقت غلبه کند."。بدن خود را مسخره نکنید、این به این هم مربوط می شود که او می گوید:。

وقتی به این فکر می کنید که چه چیزی بکشید、(این روزها زیاد کار نمی کنم) ابتدا یک مجموعه شعر را برمی دارم.、من با انتخاب کلماتی که به نظر می رسید تصویری را تداعی می کنند شروع کردم.。فکر نمی کنم تونسته باشم به طور کامل محتوای شعر رو درک کنم.、ایده ها از کلمات、چه بتوانید تخیل خود را گسترش دهید یا نه、لازم بود تجربیات خودم همپوشانی داشته باشد.。تا زمانی که کلمات و معانی از طریق «فیلتر بدن» به عقب و جلو بروند.、جزئیات پر جنب و جوش (انفرادی) در آنجا ظاهر می شود.。یک برآمدگی کوچک بازویم را خراش داد - چنین جسمانی.、از کار حمایت کرد.。خالی بودن تصاویر ایجاد شده توسط هوش مصنوعی、فکر می کنم این دقیقاً همان چیزی است که از درون به بیرون نشان می دهد.。

از آنچه می توانید انجام دهید

اگر از من بپرسید، "از آنچه می توانم انجام دهم،"、تقریباً به طور خودکار، جمله بعدی به ذهن می رسد: "شروع کنید!"。اگر تجربه ورود به یک مدرسه ابتدایی ژاپنی را دارید،、به عبارت دیگر تقریباً همه ژاپنی ها روی گوش خود پینه دارند.。اما、بعد از پذیرش、تقریبا در مورد همه چیز、شما باید خودتان تصمیم بگیرید که هدف «تا کجا می خواهید پیش بروید».。یعنی、همه چیز به طرز شگفت انگیزی سنگین است。

"توصیه شده" در بسیاری از مکاتب فکری、من فکر می کنم اولین کاری که باید انجام داد تعیین هدف است.。به عنوان مثال، "من می خواهم بتوانم از رایانه استفاده کنم."。کاری که می توانید انجام دهید (شروع کنید) این است、کامپیوتر بخر。اگرچه در نگاه اول عادی به نظر می رسد、این است、"هدف" و "شروع"、آیا این یک مانع فوق العاده بالا نیست؟ خود "تنظیم".、موانع بالاست。

قبل از اینکه کامپیوتر بخرم、فرض این است که شما نمی دانید که آیا می توانید از آن به درستی استفاده کنید یا خیر.、غیرممکن است که آن را "تسلط" کنیم.、چه نوع کامپیوتری و از کجا بخرم؟、آیا این طبیعی نیست که هیچ ایده ای نداشته باشید؟ "خرید کامپیوتر" به طور ناگهانی اتفاق نمی افتد.、موانع خیلی زیاد هستند، اینطور نیست؟。مهم نیست چقدر ارزان است、این خریدی است که ده ها هزار تا صدها هزار ین هزینه دارد.。
حداکثر、هدف "درباره کامپیوتر" است、سطح را به «خیلی چیزها می دانم» پایین بیاورید.。نقطه شروع این است که "دانش خود را از کجا بدست بیاورم؟"、"دانستن"。برای کسانی که با کامپیوتر آشنایی ندارند、حتی این、همین برای یک هدف کافی است.。

در حال حاضر、از فرزندان و نوه های خود بپرسید、از کسی که می شناسید بپرسید که از آن استفاده می کند。چه کسی می تواند آن را بررسی کند、او در حال حاضر در مورد کامپیوتر بسیار آگاه است.。عکس هم همینطوره、شاید、احتمالاً برای بسیاری دیگر مشابه است.。
در、هدف از نقاشی چیست؟ "من می خواهم بتوانم خودم را (آزادانه) بیان کنم."。این است、آیا مانع بسیار بالا نیست؟ با این حال، من احساس می‌کنم که موانع هنوز از "دانستن نحوه استفاده از کامپیوتر" کمتر است.。از همین رو、آیا خوب نیست که "آن را پایین بیاوریم" تا سطح "دانستن زیاد در مورد نقاشی"؟。در واقعیت、مشخص نیست که آیا گفتن "پایین تر" اشکالی ندارد.。"من چیزهای زیادی می دانم" به معنای "خیلی چیزها" است、به طرز شگفت آوری عمیق است、مطمئناً。

فرهنگ و "بونکا"

«آغاز نقاشی» امسال یک امر فرهنگی است.

در پایان شب、الان فعال هستی؟ من کتابی خریدم که 150 تصویرگر را معرفی کرد。به نظر می رسد همه آنها تصویرگران محبوبی باشند.、تقریبا نیمی از آنها شبیه هم هستند。من اسم کسی را نمی دانستم。حتی فقط همین、احساس می‌کنم چقدر با لبه‌ی پیشرو "زمان" فاصله دارم。من به طرز دردناکی می دانم که منسوخ شده است.、 فکر کردم می خواهم بدانم حداقل چند هفته عقب مانده ام.。

اما、این مهم نبود.。همان مسابقه برای شروع、ما در یک دوره نبودیم。اگر فقط یک تکنیک طراحی باشد、حتی اگر دیر رسیده باشید، می توانید به نوعی بهبود پیدا کنید.、چیزی که من نمی توانم با آن همراه شوم این است که آن را جالب می دانم。حسی که بین شخص نقاشی (تصویرگر) و بیننده مشترک است。چه جالب、من نمی فهمم.。فقط با تکنیک نمی توان بر آن غلبه کرد.、نوعی "شوک فرهنگی"。که、جوانان می گویند: "این بونکاست."。

من、فکر می کنم واقعاً می خواستم تصویرگر شوم.、فکر میکنم الان。من از بچگی عاشق طراحی بودم، اما、این حتی یک "طراحی" نیست、علاوه بر این، "هنر" یا چیزی شبیه به آن نبود.。اما、در آن زمان、برای دانش آموزان مدارس ابتدایی در مناطق روستایی (کلمه "مناطق دور افتاده" قبلاً منسوخ شده است)、کلمه "تصویرگر" حتی وجود نداشت.。
کودکی که به نقاشی علاقه دارد、او فقط یک "کسی تنبل بود که در کار خانه کمک نمی کرد"。。من یک «مانگا داستان بلند» کشیدم بدون اینکه بدانم.、به جای نشان دادن آن به همه、از کسی بخواهید این کار را برای شما انجام دهد、بازی بساز、تصاویری مطابق با آن کشیدم و به دوستانم دادم.。من همچنین در کنار بزرگسالان پس‌زمینه نمایش‌های کانتری را ترسیم کردم.、برای جشنواره های روستایی هم فانوس می کشیدم.、ایما و الواح نذری تقدیم به زیارتگاه ها、در پایان هر سال 1000 تصویر برای کارت های نوروزی پدربزرگم می کشیدم.。این یک نقاشی نیست、این یک تصویر بود.、الان فهمیدم。

مانگا و تصاویر هر دو "بونکا" هستند。در نقطه ای که به اصطلاح بزرگسالان آن را به عنوان "فرهنگ" بازخوانی می کنند.、"دیر دور" 。SNS و YouTube هر دو "Bunka" هستند、چیزی که با اصطلاح «فرهنگ» قابل برگشت است.。دانستن اینکه آنجاست、از آن لذت ببرید、Bunka که "یک سطح بالاتر" از چیزی است که شما استفاده می کنید。"می توانید با گوشی هوشمند خود ایمیل ارسال کنید"、حتی اگر این یک فرهنگ باشد، "بونکای گوشی های هوشمند" نیست.。"تنفس" در آن ایمیل。اون بونکاست、مطمئناً。