قوتستان

"مدل طرح" آبرنگ

کوتوداما چیست؟、روزی روزگاری در میان افرادی که متن می نوشتند، می گفتند هر کلمه ای است、زیرا روح به شخصی که در متن ساکن است نیز منتقل می شود.、به عنوان یک فرمان که هرگز از کلمات بی دقت استفاده نکنید.、ظاهراً اغلب گفته می شد。

چون من منحرف هستم、همانطور که در مورد عبارات فیگوراتیو مانند نقاشی،、بهتر است بیشتر نوآوری کنید و اختلال ایجاد کنید、و به همین ترتیب، درست مثل آقای ترامپ امروز.、من از خود کلمه کوتوداما غافل بودم.。

ولی、اخیرا、شاید این درک کم عمق من بود.、می بینم که بیشتر و بیشتر فکر می کنم。آیا این بیشتر معنایی شبیه به "انجام آنچه می گویید" نیست؟、این چیزی است که。تفسیر بیانیه نیز کمی متفاوت است.、این خود یک بیانیه متناقض است.、اگر می خواهید اجرا شود (تحقق شود)، من چیزی می گویم.。
تعجب می کنم که آیا برای شخص دیگری است、با کلمات چه بگوییم (بنویسیم) حتی اگر برای خودت باشد、از آن لحظه به بعد از خود جدا می شود و به یک «وجود جدید» مستقل تبدیل می شود.。آن وجود مرا مقید می کند、در عین حال به نیروی محرکه حرکت رو به جلو تبدیل می شود.。معنیش این نیست؟、یعنی。البته、احتمالاً معنای اصلی همان است که در ابتدا گفته شد.。

علاوه بر این که به مردم می گوییم مراقب گفتار خود باشند،、اینکه شما باید آنچه را که می خواهید امکان پذیر کنید در کلمات بیان کنید.。و برای این موضوع、همچنین ممکن است به معنای نگفتن چیزی باشد که نمی خواهید.。به اصطلاح "کلمات بد"、من مطمئن هستم که چنین احساسی وجود دارد。کوتوداما از من بالاتر شده است.、تا شاید خودت را تغییر بدهی、این هم به نوعی احساس ترسناکی است.。"حرفهای خوب、حتی کلمات بد به شما برمی گردند.» آیا این معنای واقعی کوتوداما است؟。

داستان "زندگی پس از مرگ"

نمایی از پنجره طرح قلم

از اون دنیا、من تازه برگشتم。این به معنای واقعی کلمه "بقا" است。من بارها جملاتی مانند "برایم مهم نیست که بمیرم" یا "من می خواهم به زودی بمیرم" گفته ام.、از این به بعد کمی بیشتر مراقب باشیم。چون نگاهی اجمالی به دنیایی هولناک و ترسناک داشتم。

من در واقع به "دنیای دیگر" نرفته ام。من、فقط نگاهی گذرا به اطراف در ورودی انداختم.、در واقع استفاده از کلماتی مانند "بقا" وقیحانه است، اما、قطعا این چیزی است که من احساس کردم。

این است、فقط با فاصله کمی از خانه هایمان、یا بهتر بگویم بین خانه هاست.、همچنین در مکانی قرار دارد که افراد زیادی در آن رفت و آمد می کنند.。و حتی اگر تشخیص این تفاوت برای هر کسی آسان باشد、به نظر می رسد بسیاری از مردم وانمود می کنند که متوجه این موضوع نمی شوند.。دیگر کسی آنجا ایستاده نیست。تقریباً همه آنها به پشت دراز کشیده بودند.、آرام نفس کشیدن。روزی چند بار بیدار می شوم、خوردن غذایی که از جایی آورده شده است.、غذا بخورید و بلافاصله به پشت دراز بکشید。این یک تسمه نقاله است که به آرامی حرکت می کند که شما حتی متوجه آن نمی شوید.、پس از چند روز، هفته یا ماه، دیگر در دسترس کسی نخواهد بود.、تبدیل به شریان "دنیای دیگر" شده است که از آن بازگشتی وجود ندارد.。

"این دنیا" که از آنجا به عقب نگاه کردم、امروز صبح برف می بارد、هوا خشن بود。یک چتر بگذار、چگونه برخلاف باد راه برویم、ممکن است برای افرادی که پاها یا لگن بدی دارند مشکل باشد。در مقایسه با آرامش وحشتناک آن دنیا。ولی、معنی زنده بودن همینه。درد، احساسات تلخ و تضادهای مختلف、واقعا انگار زنده بود。
فقط از در ورودی به «این دنیا» نگاه کردم.、نگه داشتن طرح "لحظه آخر".。

روزی که نمی توانید کاری انجام دهید

عنوان بلاتکلیف رسانه های ترکیبی
طرح قلم "نمای بیمارستان".

امروز نمی توانم کاری انجام دهم。و یا به جای、احساس می کنم روزم فقط با فکر کردن به بیمارستان تمام می شود.。این فقط یک "آزمون" است、فشار زیادی وجود دارد، زیرا من به آن عادت ندارم.、من تقریباً هیچ کار دیگری نمی توانم انجام دهم。

حتی اگر کمکی نباشد که نمی توانم نقاشی بکشم.、کتاب بخوان、فکر می کنم می توانم به چند ایده فکر کنم.、من برای آن آماده شده ام、من نمی توانم چیزی بگیرم。بی قرار。