تلاش برای نقاشی منظره

مناظر میاشیرو

به آبرنگ、رویکرد جدید برای من。حتی اگر آسان باشد、نتوانستم قدم اول را بردارم。اصلا از مداد استفاده نکنید、قبل از خشک شدن رنگ، بیشتر و بیشتر بکشید。این تنها شرط است。فکر می کنم نتیجه جالبی خواهد بود。

علاوه بر این ،、در واقع به من、من فکر می کنم به نظر می رسد این است。روشنایی و رنگ、اشکال مبهم。این کار را در روغن یا تمپر انجام دهید、من هم پرتره کار می کنم و هم طبیعت بی جان.。اما、من حدس می زنم آبرنگ به نوعی به پوست من می آید.、احساس می کنم احتمال زیادی وجود دارد。

نذر سال نو

سایه های متقاطع (طرح)

تقریباً زمان شمارش روزها فرا رسیده است。نزدیک به پایان سال、باورم نمی شود بالاخره نذرهای اول سال را به یاد بیاورم、تفاوت زیادی در قسم وجود دارد。

امسال حداقل یک «نقاشی منظره شخصی» خواهم کشید.。من مخفیانه چنین نذری کرده بودم.、قبل از اینکه بفهمم، میل من به "طراحی" جایگزین آن شد.。"آرزو" ضعیف است。حتی اگر "سوگند نادرست" باشد、همچنین、باید نذر باشد。«بیایید سال آینده این کار را انجام دهیم.、سال آینده"。برای چندین سال همینطور、«نذرها» و «آرزوها» که سال‌هاست بر دوش کشیده شده‌اند.、قفسه سینه ام از وزنش له می شود.。

در پایان سال、همیشه رژه ای از کارهایی وجود دارد که نمی توان انجام داد.。من、قلب محافظت شده توسط ضربان ساز نیز مرغ است、مرغ و درد。هر چند سال بعد تمام تلاشم را خواهم کرد、قبل از آن، قرار است تا پایان امسال چه کاری انجام دهید؟ ? وزیر、فراموشی قابل مقایسه با بوروکرات های عالی رتبه、من هم می خواهم باشم。

風景

از پارک (آبرنگ)

داشتم به پوست درختی نگاه می کردم。چیزی شبیه خزه روی پوست است。به نوعی مانند یک نقطه است。خورشید به درخت آن طرف برخورد می کند、بافتی کمی صاف。زیرا گونه های درخت متفاوت است、شکل درخت نیز کاملاً متفاوت است。

سایه ها در پای شما رشد می کنند。اگر خوب دقت کنید ، هر برگ مرده بسیار زیبا است。من به وضوح احساس می کنم که یک جهان کامل نیز در آنجا وجود دارد。من می خواهم چیزهای زیبا را همانطور که هست ترسیم کنم、اگر به آن فکر کنید ، چاره ای نیست جز پاک کردن تمیزی。اما、چگونه؟

خودشه、چشم انداز زیبایی وجود ندارد、بود。من واقعاً چیزی را فقط با نگاه کردن به آن نمی فهمم。"آنچه شما باید ببینید خودتان است、من آن منظره را در خود دارم. "。نمی توانم فراموش کنم که خودم آن را بگویم ... من در مورد آن هستم.。