وبلاگ شخصی تاکاشی。نه فقط در مورد نقاشی、چیزی که من هر روز به آن فکر می کنم、آنچه شما احساس می کنید、هر چه به ذهنم می رسد می نویسم。این وبلاگ نسل سوم است。از ابتدا، بیش از 20 سال گذشته است.。
2023از اول ژانویه、در حال حاضر، تصمیم گرفتم فقط در روزهای فرد بنویسم.。من یک به یک به مسیر آینده ام و چیزهای دیگر فکر خواهم کرد.。
در طول روز زیاد متوجه آن نمی شوم、شب ها اغلب صداهای پرستار را می شنوم.。من هم نیازمندم、چندین بار زنگ زدم。تعداد پرستاران در شب کمتر است، بنابراین زمان بیشتری برای پاسخگویی نیاز است.、شاید به این دلیل است که صدای تماس بسیار طولانی است.。
در حین انجام این روش، یک پرستار نمی تواند خودداری کند و نمی گوید: "تماس های پرستار شگفت انگیز است!"。چون من حساسم、زمانی که درمان به زمان نیاز دارد、تصور می کنم گاهی اوقات احساس می کنم که روی لبه سوزن نشسته ام.。
من شیفت شب کار می کنم، پس البته تمام شب را بیدار می مانم.。این با بیدار ماندن تمام شب در کار یا سرگرمی های خود متفاوت است.、چه زمانی、من فکر می کنم حفظ تنش ناشی از ندانستن شرایط چگونه خواهد بود، دشوار است.、صبح روز بعد هنوز داشتم میخندیدم.。برای من خیلی غیر ممکنه و غیره、من مطمئن هستم که این جنبه نیز وجود دارد که شما می توانید بهترین کار را انجام دهید زیرا دوستانی دارید.。اگر به تنهایی در شیفت شب کار کنید، قطعاً دچار روان رنجوری خواهید شد.。
حتی نقاشان و رمان نویسان نیز دوستان خاص خود را دارند.、هیچ دوستی وجود ندارد به این معنا که ما همزمان در یک مکان کار می کنیم.。همیشه تنها。حتی اگر دوست دارید با پرستار تماس بگیرید、هر روز من همیشه فقط مسئول خودم هستم.。
تماس پرستار、از طرفی تیم را در آن روز عصبی می کرد.、آگاهی را افزایش دهید که همه به یکدیگر کمک می کنند、فکر می کنم این هم یک فراخوان همبستگی است.。
قطره به درستی وارد نمی شود。تا الان حتی با سوزن های ضخیم هم خوب کار می کرد.、اگر از سوزن نمونه گیری خون نازک تری استفاده می کردم، آسان تر می شد، اما به من گفتند که نمی توانم این کار را انجام دهم.。
دو نفر هر کدام دو بار شکست خوردند.、سومین جانباز برای دومین بار وارد این میدان شد.。دو نفر اول به سادگی فاقد مهارت بودند.。جانباز آن را در یک شات بدون درد وارد کرد.。تا اون موقع خوب بود。وقتی حرکت کردم تا خودم را با پتو بپوشانم تا در آرامش استراحت کنم، سوزن به هم ریخته بود.、در نهایت تزریق زیر جلدی انجام دادم.。به تدریج درد شروع می شود、پوست نیز متورم می شود。
جانباز بازگشته、چهره ای ناراضی که انگار تقصیر تو بود که حرکت کردی.。چند بار باید دوباره این کار را انجام دهم؟、من احساس می کنم。او می گوید دفعه بعد این کار را با دست راستش انجام می دهد.。بعد از جراحی、به من گفتند دست چپم را زیاد تکان نده.、اگر اتفاقی برای دست راستم بیفتد، دچار مشکل می شدم.、دیگر جایی برای ضربه زدن به بازوی چپش نیست.。«فقط 30 دقیقه、نمیتونی تحمل کنی؟ من فکر میکنم این شیوه بیان آن دقیقاً از دیدگاه یک متخصص پزشکی است.。
وقتی اولین بار خوب پیش رفت、اگر بگویید "لطفا 30 دقیقه حرکت نکنید"、که باید کار می کرد。اگر چه این عقل سلیم است که متخصصان پزشکی حرکت نکنند、این لزوما برای بیماران صدق نمی کند.。خیلی کمتر、در قطره داخل وریدی درست قبل از、من آزاد بودم که دستانم را حرکت دهم。از قبل شنیده بودم که روش تزریق قطره تغییر می کند.、باید تا آن لحظه به اشتراک گذاشته می شد.。
از دیدگاه بیمار، مهم است که بگوییم: "لطفاً حدود 30 دقیقه حرکت نکنید (بر خلاف قبل)"。گفتن "دیدگاه بیمار" یا "دیدگاه مصرف کننده" آسان است.、تغییر ذهنیت کار آسانی نیست。بعد از این、مایع IV تمام می شود (معمولاً قبل از تمام شدن مایع IV می آید)、با وجود اینکه به پرستار زنگ زدم، مدتی کسی نیامد.。اگر عبوس بودی、راهی جز این نیست که بگوییم سطح ذهنی از قبل در سطح پیش پزشکی قرار دارد.。