
امروز آخرین روز نمایشگاه است。خستگی به اوج می رسد。وقتی کارم تموم شد میخوام سوار ماشین بشم و با کار برم خونه.、انجام این کار آسان نیست。
این کار、ایده ای به ذهنم رسید که می تواند مرا کمی جلوتر ببرد.、شروع کردم به مطالعه چند چیز.。یک ایده فقط یک روش است、تا زمانی که تصویری از هدف داشته باشید、مهم این است که ابتدا به آنجا برسید。فقط از اونجا、من نمی توانم فراتر از آن را ببینم、مثل یک گردنه کوهستانی است。
20یک سال پیش برکه کوچکی در دامنه کوه بود.、او کاملا راضی به نظر می رسید.、قورباغه کوچک。چی فکر کردی、از برکه بیرون آمدم و به دنیای وسیع پریدم.。و آیا راه را اشتباه رفتم؟、به نظر می رسد آنها به سمت کوه می روند。بدون توجه به آن سوی کوه、در راه توسط پرندگان خورده نشوید、هیچ حشره ای برای تغذیه و آب وجود ندارد.、امیدوارم تبدیل به یک مومیایی خشک شده نشوید.。

