
冬晴れの澄みたる朝の素足かな
つかの間の夢の隅にも師走かな
目覚めれば既に冬陽の深く入り
پیش بینی آب و هوا در ابتدای هفته جاری、دیروز پیش بینی باران یا برف بود.。من آن روز قصد داشتم تا ظهر بخوابم.、"هوای صاف"。فقر بیشتر شبیه این است که باید برخیز و کاری انجام داد.、قبل از من بیدار شو。فرد نفرت انگیز。
امروز (یکشنبه) هم آفتابی است.。عضلات شکم、کشش。وقتی من روی کاکتوس های استودیو خود مه اسپری می کنم、در پای من بقایای شراب چند روز پیش است...。
به هر حال、«پابرهنه (پابرهنه)/پابرهنه (سواشی)» واژه ای فصلی برای تابستان است.、حتی در زمستان، من فکر می کنم پاهای برهنه در یک صبح صاف خوب به نظر می رسند.、جرات。

