وبلاگ شخصی تاکاشی。نه فقط در مورد نقاشی、چیزی که من هر روز به آن فکر می کنم、آنچه شما احساس می کنید、هر چه به ذهنم می رسد می نویسم。این وبلاگ نسل سوم است。از ابتدا، بیش از 20 سال گذشته است.。
2023از اول ژانویه、در حال حاضر، تصمیم گرفتم فقط در روزهای فرد بنویسم.。من یک به یک به مسیر آینده ام و چیزهای دیگر فکر خواهم کرد.。
素敵な場所は、今はどこにあるんでしょうか?目の前に、摘んできた野葡萄を置いた爽やかな高原のロッジ?渋いチェロのレコードが回っている、歴史ある街角の中のカフェ?静かに降る雪を見ながら暖かいミルクコーヒーを飲んでいるアトリエ?嵐の過ぎるのを待って寝そべっているテントの中?いつでも戻れると思っていたのに、قبل از اینکه بدانی、どれもとても遠く感じる場所になってしまった。
現実にそんな場所はいくらでもあり、その気にさえなれば誰でも(たぶん)行くことができる。و、そこへ行けば、きっと想像以上のことが目の前で起こる。旅の面白さはそこに尽きる。چند سال گذشته、旅らしい旅をしなくなった。途中で歩けなくなったらどうしよう、そんな心配が先にたって、旅に対して積極的な気持が持てなくなってしまった。東西南北どちらへでも、電車で1時間も乗れば、机の前の窓から見る風景と違うものを見ることはできる。そのうえ予想外のことは必ず起きる。それが分かっているのに出かけないなんてどうしちゃったんだろう。
9در پانزدهم ماه در بخش «دستهای برهنه» این وبلاگ.、یک کدو حلوایی آبرنگ کشیدم و گذاشتم.。در واقع、کدو تنبل را موش گاز گرفته بود.。چند روز قبل از رنگ آمیزی آن را از بازار کشاورز خریدم.、در راهرو روی زمین پیچیدم و جویده شد.。
آن را با قسمت گاز گرفته پنهان کشیدم طوری که پشتش باشد.、9بیستم ماه دلم خواست یکی دیگه بکشم و آوردم آتلیه.、آن بخش "بازیابی" شده است! البته این «اتکای به نفس» خود کدو تنبل بود.。"کدو تنبل زنده اند"。مثل دلمه بعد از جراحت、سلول های احیا کننده به درستی کار می کنند。از درخت انگور جدا شده است、چون تغذیه از جایی نمی آید.、از آنچه ذخیره کرده ام、با استفاده از انرژی تعمیر شد.。من کمی تحت تاثیر قرار گرفته ام。
کودکی、من یک سگ در خانه داشتم。وقتی هنوز توله سگ بود、یک بار به بیرون پریدم و در لاستیک کامیون گرفتار شدم.。خوشبختانه زیر گرفته نشدم、از آنجایی که زمستان بود، زنجیر چرخ دور آن پیچیده شده بود.、لبه به شدت بین چشم و بینی به توله سگ برخورد کرد.。توله سگ به داخل خانه می دود、در تاریکی گوشه ی کمد کفش خم شدم.。 آنها حتی زمانی که زمان غذا خوردن است بیرون نمی آیند.。من فقط از درد گریه کردم و حدود 2 روز همینطور ماندم.、زندگی در حومه شهر بدون دامپزشک، هیچ کاری نمی توانستیم انجام دهیم.。وقتی توله سگ بالاخره نتوانست دیگر گرسنگی را تحمل کند و از کمد کفش بیرون آمد، چشم چپش کاملا کدر شده بود.、صورتش هم ورم کرده بود.。هرچند ممکن است به شما قطره چشمی داده باشم.、کل خانواده、احساس کردم کوری اجتناب ناپذیر است.。با این حال ،、با گذشت روزها、اون چشما داره شفاف تر میشه、普通にものが見えるようになった(と思う)。その生命力(回復力)に驚いたことをよく覚えている。回復まで2.3ヶ月かかったかもしれない。