وبلاگ شخصی تاکاشی。نه فقط در مورد نقاشی、چیزی که من هر روز به آن فکر می کنم、آنچه شما احساس می کنید、هر چه به ذهنم می رسد می نویسم。این وبلاگ نسل سوم است。از ابتدا، بیش از 20 سال گذشته است.。
2023از اول ژانویه、در حال حاضر، تصمیم گرفتم فقط در روزهای فرد بنویسم.。من یک به یک به مسیر آینده ام و چیزهای دیگر فکر خواهم کرد.。
عکس شکوفه های گیلاس که سال گذشته شکست خورد、من می خواهم دوباره آن را بکشم、ترکیب را هم تغییر دادم。هر چند بهتر از قبل است、متاسفانه عکس جالبی نیست。چه چیز جالبی نیست؟ زیرا همه چیز در حد تصور بیننده است.。برای ایجاد بخشی که از آنجا بیرون زده است、کلنگ را در مغز سخت شده قرار دهید、ハンマーで砕きながら新しいミソを入れ替えないと、ダメそうですね。اما、新しいミソはどこで手に入れる?
در یوتیوب、شروع کردم به طور آگاهانه وقت و انرژی خود را به آن اختصاص دهم、یک سال و نیم تمام گذشت。حدود یک سال قبل از آن، علاقه چندانی به خود یوتیوب نداشتم.、あとできっと必要になるからと言われたことと、急いで iPadに慣れる必要があったので、روی آی پد بکشید、そのプロセスを簡単な動画にしてアップロードするという、من فقط در حال تمرین گذشتم.。
「普通の動画」を作れるようになろうと、در طول یک سال و نیم گذشته، زمانی که "هوشیارتر شدم"、تعداد بازدیدها از 3000 به 60000 افزایش یافته است、تعداد مشترکین از حدود 30 تا بیش از 600 نفر است.、تقریبا 20 برابر بیشتر。وقتی برای اولین بار شروع کردم، از این شماره راضی بودم و فکر می کردم شگفت انگیز است.。اما واقع بینانه、これは「あなたはYouTubeに向いていません」という、به نظر می رسد که عدد معادل یک اظهارنامه است.。درست است که 18 ماه طول می کشد تا در 20 ضرب شود.、این به سادگی به این معنی است که شما فقط با کاری که انجام می دهید افزایش می دهید.。مردمی که مردم را صدا می کنند、یعنی باید به اصطلاح منحنی شتاب باشد.。
آنچه برای "موفق" بودن در YouTube لازم است、در مورد من、ظاهرا 100 تا 200 برابر بیشتر از الان به بازدید و مشترک نیاز داریم! این عدد چقدر دور است؟、わたしにも今はだんだん分かってきました。 اگر می توانید بگویید این یک سرگرمی است、اگرچه واقعاً مهم نیست、آیا در کلاس درس کاربرد دارد؟、داشتم مبهم فکر می کردم.、考え方を変えなければならないことになりました。مصرف زمان و انرژی、خیلی بزرگه。من می خواهم لذت نقاشی را منتقل کنم、من به همین فکر می کردم、そのためにわたし自身が絵を描く時間を失ない、چشم ها بدتر می شوند (شاید این به دلیل پیری باشد)、چون گاهی اوقات احساس افسردگی می کنم.、به معنای واقعی کلمه قرار دادن گاری جلوی اسب است.。
آیا باید بعد از شروع YouTube آن را ترک کنم؟。هنوز کمی、احساس میکنم ضایع شده。"موفقیت" چیست؟、もともとできるとは思っていなかったけれど、ちょっと「役に立つ」くらいはまだ、生かせる余地があるんじゃないか、なんて未練がましく、さらに深みにはまりそうな気もしますし。 しばらく気分転換が必要かもしれません。暦の上ではまだ冬ですが、もう数日で「立春」です。先ずは桜の花でも描いて、自分を楽しませてやろうと思っているところです。
در خواب、3人の若い黒人男性が、スケッチブックを手に、ボールペン(たぶん)で絵を描いています。そこだけ見ると、アメリカのように見えるけれど、どこかで「首都高のトンネルの入り口を描こう」とか聞こえていたから、あるいは “TOKYO” なのかもしれません。(なぜ黒人なのかは、夢の中のことなので説明できません。شاید、わたしの中の偏見が反映されているのかも知れませんが、できるだけ夢に忠実に再現していきます)
行く当てもない「旅行」。お金もないから、ただ冗談を言って、お互いを笑わせ合うしかやることがなく、そのための言葉を見つけるために歩く。話題にできる場所に来ると、そこでジョークを交わし合う。それがずっと続く。 トンネルの前で、「もう行くところないから、ここで絵を描こうぜ」と誰かが言いました。بنا به دلایلی、3人ともスケッチブックを持っているのが、夢の中の不思議ですね(笑)。3人とも、誰かが見たら、どこを描いているのか分からないほど、下手くそなんです。اما、それまでのジョークがぱったり消えて、تا جایی که می توان تلاش کن、無心に描くんです。そんなに真剣に描いたからって、他に誰に見せるわけでもないのに。せいぜい3人で、ジョークのタネにしあうだけ。
目が覚めて、わたしは自分の目から、なにか水のようなものが流れているのを感じました(おしっこではありませんよ、محض احتیاط)。寝たまま、できるだけ記憶がズレないように、自分の身体も動かさないようにして、枕もとのスマートフォンを使って音声メモを採りました。―そして今、このバカバカしい夢の話を書いていると、بنا به دلایلی、また目から水が流れてくるんです。夢の話って、不思議です。