時間という宇宙

Astronaut (part) f4 (unfinished)

مهندسی فضا است、همچنین از برخی جهات یک بخش پیشرفته است.、بسته به نوع نگاه شما، به نظر می رسد که این یک رشته دانشگاهی است که به فلات رسیده است.。از نظر بخش فنی، پیشرفته ترین تجهیزات آزمایشی است.、از نظر آکادمیک، اساساً در محدوده مکانیک کلاسیک نیوتنی قرار می گیرد.、من خودسرانه تعبیرش می کنم。

تنها سه سال از «مرد جیغ» (2008) می گذرد.、شاید فکر کنید این تصویر مردی است که در حال خزیدن روی زمین بود که ناگهان به فضا می رفت.。مطمئناً。اما、یک نظریه در مورد چرایی انقراض دایناسورها、همانطور که گفته شد، برخورد ناشی از برخورد یک شهاب سنگ غول پیکر با زمین و تغییرات آب و هوایی متعاقب آن ذکر شده است.、فضا و دایناسورها به هم متصل هستند。به این ترتیب، "انسان خزنده" بدوی و وحشی و "فضانورد" دانش و فناوری اصلی در ذهن من همپوشانی دارند بدون اینکه اصلاً با یکدیگر تضاد داشته باشند.。هیچ、بلکه می توان گفت که یکی هستند。

آیا «شماره 5 جدید» سال گذشته، بدن انسان درازی است که یادآور دوزیستان است؟ بود。آیا این نیز دوزیست → خزنده → پستاندار → انسان است؟ در ذهن من، →、بلکه مانند = به هم متصل هستند。با چه منطقی به هم وصل شده اند؟ برخی از افراد ممکن است عصبانی باشند。مثلا همه این حیوانات、تحت تاثیر گرانش زمین。در همان مدت زمان تکامل یافته است、عناصر تشکیل دهنده بدن تقریباً یکسان است.、نسبت به طرز شگفت آوری نزدیک است。احتمالاً تفاوت زیادی در حواس و اعصاب وجود ندارد.。به عبارت دیگر، مخرج مشترک بیش از حد کافی است.。نسبتا、فقط یه تفاوت جزئی هست、این چیزی است که من احساس می کنم。

از آنجایی که هیچ چیز سریعتر از سرعت نور نیست、با ماشین زمان نمی توان به گذشته سفر کرد.。از طرف دیگر به جایی رسیده ایم که می توانیم مثلا DNA دایناسورها را از فسیل ها استخراج کنیم.。به عبارت دیگر、علم و فناوری به نوعی ماشین زمان تبدیل شده است.。می خواهم گذشته و حال را در یک سطح قرار دهم.、باید حاصل تخیل باشد.。دوست دارم تصوراتم را کمی از زمان و جاذبه آزاد کنم.。 2011/6/18

現代の化石

Astronaut (part) f15 Mixed-medium 2011

شبه جزیره شیموکیتا، استان آئوموری、جنگلی مدفون از درختان سرو (یک اثر طبیعی مهم) در سوناگوماتا، روستای هیگاشیتوری وجود دارد.。جنگل مدفون زلزله بزرگی است که صدها سال پیش رخ داده است.、توسط یک سونامی بزرگ、می گویند در یک لحظه جنگل بزرگی از درختان سرو در حالی که سرپا بود در میان شن ها مدفون شد.。این یک جریان کوچک آب است کم کم、شن ها کم کم در حال فرسایش هستند、جنگل بزرگی که مدفون شده بود به تدریج ظاهر سابق خود را آشکار می کند.。درخت سرو بزرگ ژاپنی بسیار ضخیم تر از درخت کاج سیاه ژاپنی است که امروزه می روید.、گفته می شود این درخت بیش از 100 سال سن دارد。این درخت هنوز هم عطر بی نظیر هیبا را منتشر می کند.、آنقدر تازه است که به سختی می توان آن را از درخت سروی که اکنون سرپا است تشخیص داد.。حتی اگر بگویم زنده ام، اکثر مردم مرا باور خواهند کرد.。هیچ、شاید من واقعاً به سختی زنده باشم。

اخیرا、ما در تلویزیون شاهد سونامی عظیم آب سیاه بودیم که خانه ها را می بلعید.。رنگ سیاه ماسه لجنی در کف اقیانوس است.。ده برابر این مقدار、مقدار زیادی ماسه صدها برابر بزرگتر از کف اقیانوس منفجر می شود.、به یکباره جنگل را پوشاند.。چنین سونامی عظیمی、جنگل مدفون به ما می گوید که در شبه جزیره شیموکیتا نیز وجود داشته است.。(شبه‌جزیره شیموکیتا دارای بزرگترین تپه‌های شنی در ژاپن است (ظاهراً چندین برابر تپه‌های شنی توتوری)。ولی、اگرچه در داخل پارک ملی شبه جزیره شیموکیتا قرار دارد، اما برای گردشگری استفاده نمی شود.、این به عنوان یک میدان آزمایش مهمات جنگی توسط آژانس دفاعی استفاده می شد و برای مردم شناخته شده نبود.、فقط قطعات پوسته را پراکنده می کند.。)

برج فولادی سقوط کرده、شبیه استخوان دایناسور است。هنگام راه رفتن فسیل کنید、ظهور مجدد در دوران مدرن هنگام فسیل کردن。چه دوران دایناسورها باشد و چه دوران مدرن، به نظر می رسد که از نظر نسبیت کاملاً به هم مرتبط است.、به نظر می رسد ترجیح من برای استخوان ها به هیچ وجه مربوط به گذشته نیست.。از شهر چیچیبو/اوگانو تا استان گونما/دهکده کانا؟ فسیل های ردپای دایناسورها در گذرگاه شیگاساکا وجود دارد که منتهی به。رد پای دایناسورهایی که روی زمین گل آلود راه می روند、پس از حرکات تکتونیکی بعدی、می توانید صخره های عمودی را ببینید。فسیل های زمان ما、دقیقاً به نظر می رسد که اکنون است。    2011/6/16

Moon capsule

Moon-capsule(part) f6 mixed-medium 2011

هر چند عنوان بدی است、هیچ چیز خوبی به ذهنم نمی رسید。داخل کپسول یک قایق بادبانی قرار دارد (اگرچه تشخیص آن کمی سخت است زیرا بادبان ها حذف شده اند)。کپسول را با هوا پر کنید、سوار باد به ماه برویم、آیا شما چنین احساسی دارید؟

من اخیراً به سفر نرفتم.。باید برم مسافرت、مغز و سلول های حافظه بدن (اگرچه وجود چنین چیزهایی در بدن بسیار مشکوک است)、من هم احساس می کنم دارم خوابم می برد。مغز و、اون نوع سلول、احساس کردم که دارم زمزمه می کنم: "این خیلی بد است! برو بیرون و هوای تازه بخور."、خیلی وقته تنبلم。

پایان این ماه、بعد از مدتی تصمیم گرفتم برای اولین بار در توچیگی طراحی کنم.。ایده ای از فردی که در دوره آبرنگ شرکت می کند.、من هم تصمیم گرفتم برم سراغش。هیچ احساس طبیعی "گرم شدن در باد" وجود ندارد、در هر صورت، فقط با یک دفترچه در دست راه بروید، خوب می شوید.。به اطلاعیه های نوشته شده روی تابلو مانند مکان و زمان جلسه نگاه کنید.、میتونم شرکت کنم؟ چون کسانی هستند که می گویند、ممکن است یک گروه بزرگ حدود 50 نفر باشد.。

اما、بی نظم راه رفتن、در جاهایی جمع شده است、اشکالی ندارد که با سرعت خود پیش بروید、100 نفر هم شرکت کنند مهم نیست.。تعداد شرکت کنندگان、من حتی چهره آنها را اصلا نمی فهمم。آن روز را به من بسپار。این یک سفر برنامه ریزی شده توسط آژانس مسافرتی نیست.、این خوب است。خطر کمی جدایی وجود دارد、شاید بهتر باشد این مقدار باشد。طراحی در یک سرزمین ناشناخته تا زمانی که هوا تاریک شود、من حتی نمی دانم چگونه به هتل برگردم、کسی از آنجا رد نمی شود、مواقعی بود که احساس نگرانی می کردم که چه کار کنم.。احاطه شده توسط اسب هایی که در برف چرا می کنند、گاهی اوقات احساس می کردم اگر اینجا لگد شوم کمی بد می شود.。چنین تجربه کوچک و خارق العاده ای、آیا این لذت سفر نیست که بعداً در خاطر شما می ماند؟。    2011/6/16